تبليغاتX
بهرام رادان آکتور سینما
منوي اصلي
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
خانگي سازي
اضافه به علاقه منديها
ذخيره كردن صفحه
پرينت صفحه

اين سايت را صفحه خانگي خود كنيد !   تماس با مدير سايت !   اضافه کردن اين سايت به علاقه منديها !   لينک RSS

وضعيت در ياهو

نوشين: ايمان:

موضوعات
موضوعات

آرشيو مطالب

آخرين مطالب ارسالي
« بی پولی » روزهای آخر فیلمبرداری را سپری می کند. سیامک انصاری به « بی پولی » پیوست
فيلمبرداري «بی‌پولی» از نیمه گذشت. رضا رشید پور مقابل دوربین «بی‌پولی» رفت
حضور بهرام رادان به همراه داریوش مهرجویی در جشنواره فوکواوکا
چند پوستر از بهرام رادان
عکسهایی از بهرام رادان
شاتهای بهرام رادان
آرشیو کامل آهنگ های فیلم «سنتوری»
عکسای شب شیشه ای...
مصاحبه شب شیشه ای
عکس های زیبای بهرام رادان در سنتوری

اخبار سایت سینمای ما

شما می توانید 10 خبر آخر سایت سینمای ما را با بروز رسانی این سایت در این قسمت ببینید.

امکانات


نويسندگان:

نوشین
ایمان


لوگوي سايت
برای تبادل لوگو، ابتدا کد لوگوی زیر را در وب خود قرار داده و سپس از طریق فرم نظرات کد لوگوی خود را قرار دهید؛ تا لوگوی شما را هم قرار دهیم.




لوگوي دوستان
گلشيفته فراهاني ستاره ي سينماي ايران
پوسترهاي سينمايي
وبلاگ رسمي استاد امين تارخ
بهرام رادان
کانون هواداران الناز شاکردوست

« بی پولی » روزهای آخر فیلمبرداری را سپری می کند. سیامک انصاری به « بی پولی » پیوست

« بی پولی » روزهای آخر فیلمبرداری را سپری می کند
سیامک انصاری به « بی پولی » پیوست

سیامک انصاری به « بی پولی » پیوست / عکس اختصاصی از انصاری در « بی پولی » را این جا ببینید

سینمای ما - امیر کاظمی: در حالی که چند روزی بیشتر به پایان فیلمبرداری « بی پولی » دومین ساخته جنجال بر انگیز حمید نعمت الله باقی نمانده است ٬ سیامک انصاری نیز جلوی دوربین علیرضا زرین دست رفت. تا کنون بیش از ۹۰ درصد از آن به جلوی دوربین رفته است این در حالی است که هنوز یکی از بازیگران اصلی فیلم مشخص نشده است و این بازیگر طی روزهای آتی به گروه بازیگران « بی پولی » اضافه می شود . به گفته مصطفی شایسته ( تهیه کننده فیلم ) فیلمبرداری « بی پولی » حداکثر تا ده روز آینده به پایان می رسد و مراحل فنی فیلم پس از اتمام فیلمبرداری آغاز می شود . بهرام رادان ٬ لیلا حاتمی ٬ رضا رشید پور ٬ حبيب رضايي، امير جعفري، سیامک انصاری ٬ بابك حميديان، افشين سنگ‌چاپ، سيد ابراهيم بحرالعلومي، سوسن مقصودلو ٬ جلال پیشوائیان ٬ نادر فلاح، علي سليماني، علي علايي، كريم قرباني، زهره صفوي، زهرا طاهري منش ٬ غزاله نظر و علیرضا زرین دست از جمله بازیگرانی هستند که تا کنون جلوی دوربین «بی پولی» رفته‌اند .

گالری کامل عکس های بی پولی را از اینجا ببینید.

ارسال شده در مورخه : جمعه بیست و یکم تیر 1387 ساعت 14:29 توسط ایمان |

فيلمبرداري «بی‌پولی» از نیمه گذشت. رضا رشید پور مقابل دوربین «بی‌پولی» رفت

فيلمبرداري «بی‌پولی» از نیمه گذشت
رضا رشید پور مقابل دوربین «بی‌پولی» رفت

رضا رشید پور مقابل دوربین «بی‌پولی» رفت

سینمای ما ـ امیرکاظمی: فیلمبرداری « بی پولی » دومین فيلم بلند سينماي حمید نعمت الله در مقام کارگردان همچنان در خیابان‌های تهران ادامه دارد . تا کنون ۶۰ درصد از « بی‌پولی » مقابل دوربین علیرضا زرین دست رفته و در این شرایط رضا رشیدپور روز گذشته در نقش باجناق ایرج (بهرام رادان) جلوی دوربین رفت . سوسن مقصودلو و جلال پیشوائیان نیز چند روزی است که به گروه بازیگران « بی پولی » اضافه شدند . بازیگران جدیدی نیز طی چند روز آینده به « بی پولی » اضافه می شوند . این دومین تجربه سینمایی رضا رشید پور پس از بازی در فیلم « سوپر استار » است .
«بی پولی » داستان یکسال زندگی ایرج و همسرش است . ایرج طراح مد و لباس است که وضع مالی بسیار خوبی دارد و پس از مدتی از کارش اخراج می شود . نتیجه‌اش این است که روز به روز وضع مالی ایرج خراب تر بشود . ایرج که نمی خواهد همسرش از ماجرا بو ببرد دست به کارهای عجیب و غریبی می زند. حبيب رضايي، امير جعفري، بابك حميديان، افشين سنگ‌چاپ، سيد ابراهيم بحرالعلومي، نادر فلاح، علي سليماني، علي علايي، كريم قرباني، زهره صفوي، زهرا طاهري منش و غزاله نظر دیگر بازیگرانی هستند که در کنار دو بازیگر اصلی فیلم ٬ بهرام رادان و ليلاحاتمي ، به ایفای نقش می پردازند .
سايت سينماي ما به‌زودي عكس‌هاي منتشر نشده‌ تازه‌اي از صحنه و پشت‌صحنه «بي‌پولي» را در اختيار كاربران عزيز قرار خواهد داد.

منبع: سینمای ما

ارسال شده در مورخه : دوشنبه دهم تیر 1387 ساعت 20:11 توسط ایمان |

حضور بهرام رادان به همراه داریوش مهرجویی در جشنواره فوکواوکا

علیرضا باذل: به دورهام نمی‌رویم
حضور بهرام رادان به همراه داریوش مهرجویی در جشنواره فوکواوکا

نمایی از بهرام رادان

سینمای ما - محسن هاشمی: پس از درج خبر دعوت فستيوال دورهام از بهرام رادان  و پي‌گيري خوانندگان «سينماي ما»، با عليرضا باذل مدير برنامه هاي رادان تماس گرفتيم تا از نتيجه اين ماجرا و فعاليت هاي آينده رادان مطلع شويم. باذل ضمن اعلام موافقت مصطفی شايسته تهيه كننده فيلم بي پولي با سفر بهرام رادان در خلال فيلمبرداري فيلم بي پولي گفت: پس از دعوت فستيوال دورهام از بهرام رادان به دليل اينكه او تحت قرارداد فيلم بي پولي است اين دعوت را با اقاي شايسته مطرح كرديم و ايشان مواقت خودشا ن را با عزیمت رادان اعلام كردند اما به دليل فشردگی برنامه‌ها و همچنین به خاطر ايجاد خستگي و تاثير آن بر عملكرد رادان در این فیلم؛ احتمالا ضمن اعلام تشكر، عذرخواهي خود را به مدير جشنواره دورهام اعلام خواهيم كرد .عليرضا باذل در مورد فعاليت هاي آينده بهرام رادان به سينماي ما گفت: رادان پس از پايا ن فيلمبرداري فيلم بي پولي در ماه سپتامبر (شهريور) به همراه داريوش مهرجويي و به دعوت جشنواره فوكواوكا به ژاپن خواهد رفت و پس از بازگشت به دعوت جشنواره اوپسالا عازم کشور سوئد خواهد شد.

منبع: سینمای ما

ارسال شده در مورخه : چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 ساعت 19:42 توسط ایمان |

«بهرام رادان» و «نيكي كريمي» گزينه‌هاي اصلي «پري دريايي»

«بهرام رادان» و «نيكي كريمي» گزينه‌هاي اصلي «پري دريايي»

خبرگزاري فارس: «نيكي كريمي»،«بهرام رادان» و «جمشيد هاشم‌پور» گزينه‌هاي اصلي براي ايفاي نقش در «پري دريايي» هستند.

«كريم آتشي» در گفت‌و‌گو با خبرنگار سينمايي فارس اظهار داشت: اولين گزينه‌هاي «گلاب آدينه» براي ايفاي نقش‌ در «پري دريايي»، نيكي كريمي، بهرام رادان و جمشيد هاشم‌پور است كه در حال مذاكرات اوليه با آنها هستيم.
وي ادامه داد: مرجانه گلچين و نورا هاشمي ديگر بازيگراني هستند كه مذاكراتي با آنها صورت گرفته و در صورت توافق با اين پروژه همكاري خواهند داشت.
براساس گزارش فارس، «پري دريايي» كه فيلمنامه‌اش را «چيستا يثربي» نوشته است، نخستين تجربه كارگرداني «گلاب آدينه» است كه توسط «كريم آتشي» توليد مي‌شود.
اين فيلم با حمايت مركز گسترش سينماي مستند و تجربي، اواسط خرداد ماه كليد مي‌خورد و محمد طاهري مجري طرح و مدير توليد آن است.

منبع: خبرگذاری فارس

ارسال شده در مورخه : دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 22:32 توسط ایمان |

«فیلمبرداری تردید را دوباره از سر نو شروع می‌کنیم» + عامل اصلي قاچاق «سنتوري»: تهيه‌كننده مرا ببخشيد

تکلیف «تردید» به تصمیم فارابی بستگی دارد
«فیلمبرداری را دوباره از سر نو شروع می‌کنیم»

نمایی از بهرام رادان و محمدرضا فروتن در تردید

سینمای ما - سعيد سعدي گفت: در جلسه چند روز آينده در بنياد سينمايي فارابي تكليف ساخت فيلم «ترديد» مشخص مي‌شود.اين تهيه‌كننده كه تهيه فيلم واروژ كريم مسيحي را برعهده گرفته خاطرنشان كرد: در صورت مثبت بودن جلسه به سرعت كار را آغاز خواهيم كرد.وي با بيان اين‌كه فيلم‌برداري از صفر شروع خواهد شد اظهار داشت: بازيگران همان قبلي‌ها خواهند بود و داستان نيز تغيير خاصي نخواهد داشت.فيلمبرداري «ترديد» از 18 شهريورماه 86 در سينما ركس لاله زار آغاز شد كه با كسالت واروژكريم مسيحي در اوايل مهرماه، محمدمهدي دادگو تهيه‌كننده فيلم از حدود 2ماه توقف فيلم خبرداد كه در نهايت در اوخر سال گذشته تهيه كنندگي كار به سعيد سعدي سپرده شد.«ترديد» دومين ساخته واروژ كريم مسيحي بعد از فيلم تحسين شده «پرده آخر» است كه مضموني پليسي و ‌شباهت‌هايي با نمايشنامه «هملت» دارد و در آن بازيگراني چون محمدرضا فروتن، بهرام رادان، ترانه عليدوستي، ‌مهتاب كرامتي، بيتا فرهي و جمشيد هاشم پور به ايفاي نقش مي‌پردازند.

منبع: سینمای ما


عامل اصلي قاچاق «سنتوري»:
تهيه‌كننده مرا ببخشيد!
از غيرقانوني بودن فروش فيلم اطلاعي نداشتم!

پوستری از سنتوری

حجت ف كه مدتي قبل به عنوان اصلي‌ترين پخش كننده‌ي قاچاق فيلم «سنتوري» دستگير شده گفت: از غيرقانوني بودن فروش اين فيلم اطلاعي نداشته‌ام.

به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با گذشت بيش از سه ماه از عرضه‌ي غير قانوني نسخه‌ي قاچاق فيلم «سنتوري»، امروز عامل اصلي قاچاق اين فيلم كه اسفند ماه معرفي شده بود، در يك برنامه‌ي راديويي به همراه مرتضي شايسته پخش‌كننده و فرامرز فرازمند تهيه‌كننده سنتوري حضور پيدا كرد و گفت: من از ابتدا سينماي ايران و فيلم‌هاي داريوش مهرجويي را از فيلم «گاو» دنبال مي‌كردم. حتي دليل انتخاب شغلم نيز علاقه‌ام به فرهنگ و سينما بوده است و مسائل مادي آن برايم اهميت چنداني نداشته است.

او خود را 24 ساله و ديپلم رياضي معرفي كرد و ادامه داد: در مغازه‌ي كوچكي كه واقع در يكي از فقيرترين محله‌هاي تهران است، فيلم‌هاي مجاز را عرضه مي‌كردم و فيلم «سنتوري» تنها فيلم غير مجازي بود كه مسوولان در محل كارم يافتند.

حجت ف كه در حال حاضر به قيد ضمانت آزاد شده است، از تهيه‌كننده‌ي اين فيلم طلب بخشش كرد وعنوان كرد: بعد از آزادي‌اش كار عرضه‌ي فيلم را به صورت قانوني ادامه خواهد داد.

وي در مورد چگونگي ورود اين اتهام نيز اظهار كرد: عده‌ي زيادي به اين دليل دستگير شدند. اما از آنجا كه تعداد فيلم‌هاي من بيش از سايرين بود، به عنوان متهم اصلي شناخته شدم. در صورتيكه خود من هم اين فيلم را از طريق فرد ديگري تهيه مي‌كردم، اما از آنجا كه نتوانستم او را پيدا و معرفي كنم به عنوان عامل اصلي قاچاق اين فيلم شناخته شدم.

بنا بر اين گزارش، فرامرز فرازمند تهيه‌كننده «سنتوري» در بخش ديگري از برنامه‌ي «ساعت 25» كه از راديو جوان پخش مي‌شد با تاكيد بر اينكه همچنان علت اصلي چگونگي اين اتفاق نامشخص است، گفت: يكي از علل اين حادثه را عطش مردم براي ديدن فيلم مي‌دانم و ما نيز براي جلوگيري از چنين اتفاقي هيچگونه اكران خصوصي‌ را براي فيلم نگذاشته بوديم.

او با اشاره به ايراداتي كه در زيرنويس نسخه‌ي موجود در بازار وجود دارد، افزود: امروزه براي نمايش فيلم‌ها در خارج از كشور، زيرنويس توسط دستگاه‌هاي خاص به زبان كشورمقصد، بر روي فيلم حك مي‌شود بنابراين نسخه‌ي موجود در بازار، در هيچ كشوري به اين شكل اكران نشده است.

به گزارش ايسنا، مرتضي شايسته، پخش‌كننده‌ي اين فيلم هم بدترين وضعيت را وضعيتي دانست كه فرد هم مال خود را از دست بدهد و هم در معرض اتهام قرار بگيرد.

وي با اشاره به اين نكته كه تمامي عوامل فيلم افراد حرفه‌اي هستند، اعتقادش را اينگونه مطرح كرد: افراد حرفه‌اي به دليل عشقي كه به سينما دارند و به دليل علاقه‌اي كه براي ديدن فيلم‌هاي خود بر پرده‌ي نقره‌اي سينما و در كنار مردم دارند، چنين عملي را انجام نمي‌دهند و بيان اين اتهامات مي‌تواند باعث فرافكندن پوشش امنيتي براي دزدان وعاملين قاچاق باشد.

او همچنين به قوانين سخت كشورهاي ديگر در زمينه قاچاق فيلم اشاره كرد و افزود: امروزه بسياري از فيلم‌هاي سينمايي ما توسط كشورهاي ديگر بر روي سايت‌هاي اينترنتي قرار مي‌گيرند و در اين راستا ما از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و وزارت امور خارجه‌ مي‌خواهيم جلوي اين روند را بگيرند.

منبع: ایسنا

ارسال شده در مورخه : سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 ساعت 20:53 توسط ایمان |

کارناوال مرگ متوقف شد!!!!!!!!!!!!

این اول کاری ببینید چه خبرایی ادم میشنوه؟اخه سوپراستار به این بدشانسی تاحالا دید؟نه خوب حالا ببینین...اره بهرام رادان...

اون از سنتوری..این از کارناول مرگ..نرسیدن تردید به جشنواره..و اکران بد چهارانگشتی در سینماهای ازاد

سینمای ما - رضا اعظميان پس از ساخت فيلم تحسين شده «مرزي براي زندگي» اواخر پاييز 85 فيلمي با عنوان «كارناوال مرگ» را با بازي بهرام رادان در نقش يك قاتل سريالي، فرامرز قريبيان، الناز شاكر دوست، فرهاد قائميان و... جلوي دوربين برد. اين فيلم جز آثاري بود كه باحمايت ناجي هنر براي شركت در دومين جشنواره سراسري فيلم پليس تهيه مي شد، اما به دليل طولاني شدن مراحل فيلمبرداري، اين اثر براي شركت در جشنواره آماده نشد وپس از آن نيز در حاليكه 70 درصد از پروژه جلوي دوربين رفته بود،فيلمبرداري متوقف شد. حبيب اله كاسه ساز تهيه كننده فيلم در اين باره مي گويد:« مهمترین دلیل توقف فیلم مصادف شدن زمان فیلمبرداری صحنه های عروسی با ایام محرم سال گذشته بود. در چند سکانس ما می بایست از یک کارناوال عروسی در خیابان فیلمبرداری می کردیم که ترجیح دادیم کار را به زمانی دیگر موکول کنیم »
زمان آغاز مجدد پرروژه با توجه به فصلي بودن سكانس ها پاييز 86 اعلام شد، اما سكانس هاي باقي مانده اين فيلم هيچگاه جلوي دوربين نرفت. رضا اعظميان در اين باره مي گويد:«سينماي ايران با وجود برخي تهيه كننده ها به بيراه مي رود.تهيه كننده هايي كه با نگاه كاسبكارانه وارد اين عرصه شده اند، مشخص است با چنين تفكري فيلمي مثل « كارناوال مرگ» كه با نگاهي آسيب شناسانه به معضل ترافيك توليد شده در نيمه راه متوقف مي شود و تلاشي هم ازسوي تهيه كننده براي فراهم آوردن سرمايه انجام نمي گيرد. جالب است آقای حبیب‌الله کاسه‌ساز می گوید برای شروع مجدد کار با مشکل مالی رو به رو هستیم و از من خواسته برای رفع این مشکل و ادامه کار پول تهیه کنم. اين در حالي است كه سال گذسته چند پروژه به تهييه كنندگي ايشان توليد و الان هم مشغول يك كار ديگر هستند، اما براي ادامه توليد كارناوال مرگ مشكل مالي دارند.»
اعظميان با بيان اين نكته كه معاونت هنري شهرداري تهران قصد سرمايه گذاري روي اين فيلم را دارد مي گويد:« مالك اصلي فيلم آقاي كاسه ساز است و ايشان بايد با سرمايه گذار جديد وارد مذاكره شود،كار من نيست بنابراين با توجه به شرايط موجود و گذشت تقريبا 17 ماه از توقف پروژه بعيد مي دانم كه اين فيلم به سرانجام درستي برسد.»
30 درصد از فيلمبرداري اين پروژه باقی مانده که 15 درصد آن سکانس های خیابانی است و 15 درصد باقیمانده نیز سکانس های داخلی را شامل می شود، كه فیلمبرداری این سکانس ها یک ماه به طول مي انجامد.بنا به گفته اعظميان تدوين بخش هاي فيلمبرداري شده توسط محمد رضا موئيني به پايان رسيده است.
"کارناوال مرگ" با نگاهی روانکاوانه به جامعه شناسی محیط و رفتارهای نابهنجار می پردازد و داستان آن از جایی آغاز می شود که در پی وقوع قتل هایی مشابه در تهران سرگرد حسینی کارآگاه مجرب اداره آگاهی مامور رسیدگی به پرونده می شود.»

خدایا این سینمای مارو از ما نگیربه قول بهارجون(نظر یادتون نره)

ارسال شده در مورخه : سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 ساعت 1:24 توسط |

مصاحبه با بهرام رادان(سینمای ما)

اختصاصی سینمای ما - گفت و گوی امیر قادری و ندا میری با بهرام رادان
محکومم که فیلم خوب بازی کنم

سینمای ما - بهرام رادان بازیگر اصلی فیلم سنتوری، برای ایفای این نقش، جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را از هیئت داوران بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر گرفت، اما حاصل کارش روی پرده نمایش داده نشد و فرصت شنیدن حرف های او در این باره از دست رفت. حالا او در گفت و گوی مفصلی با سایت سینمای ما، حرف های جالبی زده است...

امیر قادری و ندا میری

سینمای ما - : یادته بهرام اون روزی که همدیگر رو سر صحنه سنتوری دیدیم؟ بعد تو گفتی شخصیت علی سنتوری رو از ‏طریق دقت روی حرکات و اداهای خود داریوش مهرجویی داری بازی می کنی‎.‎‏ اون موقع هنوز فیلمبرداری ‏بعضی صحنه ها باقی مونده بود...‏
آره. ولی منظورم حرکات خود مهرجویی نبود. بیش تر منظورم اون بازی بود که مهرجویی سر صحنه انجام می داد تا ایده ‏هاش رو به من منتقل کنه.‏


  ولی مثلا عزت ا... انتظامی را ببین. انگار واقعا همین کار را کرده. یعنی بخش مهمی از شخصیتی رو که در ‏فیلم های مهرجویی بازی می کنه، انگار بر اساس رفتار و ادای خود مهرجویی ساخته. ‏
  آره خب. ببین، مهرجویی آدم خیلی بزرگیه...‏

  بازی در نقش یه معتاد، هم یه فرصته و هم گرفتاری های خاص خودش رو داره. یه فرصته چون بین مردم ‏دیده می شه، اما گرفتاری اش اینه که قبل از تو خیلیا بازی کردن و توی چنین نقشی، موفق هم بودن. حالا ‏تو باید جوری بازی کنی که برای ملت تکراری نشه...
  آخه دو جور معتاد داریم. معتادای این روزا با قدیمیا فرق می کنن. این مقایسه بیشتر توی "شمعی در باد" ذهن ام رو ‏مشغول کرده بود.در شمعی در باد نوعی نقش معتاد بود که نظیرش کمتر دیده شده بو

اختصاصی سینمای ما - گفت و گوی امیر قادری و ندا میری با بهرام رادان
محکومم که فیلم خوب بازی کنم


سینمای ما - بهرام رادان بازیگر اصلی فیلم سنتوری، برای ایفای این نقش، جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را از هیئت داوران بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر گرفت، اما حاصل کارش روی پرده نمایش داده نشد و فرصت شنیدن حرف های او در این باره از دست رفت. حالا او در گفت و گوی مفصلی با سایت سینمای ما، حرف های جالبی زده است...

امیر قادری و ندا میری

سینمای ما - : یادته بهرام اون روزی که همدیگر رو سر صحنه سنتوری دیدیم؟ بعد تو گفتی شخصیت علی سنتوری رو از ‏طریق دقت روی حرکات و اداهای خود داریوش مهرجویی داری بازی می کنی‎.‎‏ اون موقع هنوز فیلمبرداری ‏بعضی صحنه ها باقی مونده بود...‏
آره. ولی منظورم حرکات خود مهرجویی نبود. بیش تر منظورم اون بازی بود که مهرجویی سر صحنه انجام می داد تا ایده ‏هاش رو به من منتقل کنه.‏


  ولی مثلا عزت ا... انتظامی را ببین. انگار واقعا همین کار را کرده. یعنی بخش مهمی از شخصیتی رو که در ‏فیلم های مهرجویی بازی می کنه، انگار بر اساس رفتار و ادای خود مهرجویی ساخته. ‏
  آره خب. ببین، مهرجویی آدم خیلی بزرگیه...‏

  بازی در نقش یه معتاد، هم یه فرصته و هم گرفتاری های خاص خودش رو داره. یه فرصته چون بین مردم ‏دیده می شه، اما گرفتاری اش اینه که قبل از تو خیلیا بازی کردن و توی چنین نقشی، موفق هم بودن. حالا ‏تو باید جوری بازی کنی که برای ملت تکراری نشه...
  آخه دو جور معتاد داریم. معتادای این روزا با قدیمیا فرق می کنن. این مقایسه بیشتر توی "شمعی در باد" ذهن ام رو ‏مشغول کرده بود.در شمعی در باد نوعی نقش معتاد بود که نظیرش کمتر دیده شده بود.چون ماده مصرفی اون معتاد تازه ‏شناخته شده بود اما علی سنتوری ، بیشتر معتادی بود که برای اکثریت مردم به نوعی آشنا و قدیمی بود. از طرف دیگر ‏وقتی توی فیلمی از داریوش مهرجویی بازی می کنی، همه چی فرق می کنه. یادم هست در جلسات تمرین، من اون ‏چیزی که بلد بودم رو انجام می دادم. بعد حواس ام به مهرجویی بود که به کدوما واکنش نشون می ده . سعی می کردم ‏اون بخش هایی رو که مهرجویی نسبت به اش واکنش مثبت داشت، جدی تر بگیرم. اما این مال یکی دو هفته اول ‏تمرین بود. بعدش راهنمایی های مهرجویی، در حد یک جور روتوش به نظر می رسید. افتاده بودیم روی غلتک. مثلا ‏صحنه ای که علی توی خونه اش نشسته و پدرش وارد می شه. این صحنه رو من می خواستم با اغراق کمتری بازی کنم، ‏اما مهرجویی از من بیش تر می خواست به نظرم کمی هم تیپ سازی شد. ولی توی تمرین تشویق ام می کرد و بالاخره ‏همان هم اجرا شد. ‏


د.چون ماده مصرفی اون معتاد تازه ‏شناخته شده بود اما علی سنتوری ، بیشتر معتادی بود که برای اکثریت مردم به نوعی آشنا و قدیمی بود. از طرف دیگر ‏وقتی توی فیلمی از داریوش مهرجویی بازی می کنی، همه چی فرق می کنه. یادم هست در جلسات تمرین، من اون ‏چیزی که بلد بودم رو انجام می دادم. بعد حواس ام به مهرجویی بود که به کدوما واکنش نشون می ده . سعی می کردم ‏اون بخش هایی رو که مهرجویی نسبت به اش واکنش مثبت داشت، جدی تر بگیرم. اما این مال یکی دو هفته اول ‏تمرین بود. بعدش راهنمایی های مهرجویی، در حد یک جور روتوش به نظر می رسید. افتاده بودیم روی غلتک. مثلا ‏صحنه ای که علی توی خونه اش نشسته و پدرش وارد می شه. این صحنه رو من می خواستم با اغراق کمتری بازی کنم، ‏اما مهرجویی از من بیش تر می خواست به نظرم کمی هم تیپ سازی شد. ولی توی تمرین تشویق ام می کرد و بالاخره ‏همان هم اجرا شد. ‏


ارسال شده در مورخه : یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 ساعت 21:55 توسط | | ادامه مطلب

تور سراری خیریه بهرام رادان

سلام...خوبید؟؟؟!!!راستش این روزا حالم زیاد خوب نیست...حال و حوصله آپ کردن رو نداشتم...ولی

خوب چه کنم...نمیشه که رهاش کنم -میشه؟؟؟

خبر از سنتوری و قاچاقش خیلی زیاده...منم تصمیم گرفتم تا اونجایی که میتونم لینکهاش رو جمع آوری

کنم...ولی قبل از لینکها چند خبر...


تور سراسری خیریه بهرام رادان

                       

بهرام رادان لحظه تحویل سال 1387 درمیان سالمندان و معلولان مجتمع کهریزک خواهد بود. طی بازدید

به عمل آمده از این مجتمع مورخ 8 بهمن 1386، حضور بهرام رادان و همراهان اش سر سفره هفت سین

سال نو در سالن اجتماعات مجتمع از سوی مدیران و متولیان آسایشگاه با استقبال فراوان روبرو گردیده و

قطعی شده است.

شایان ذکر است این حرکت به عنوان نخستین گام از تور بزرگ سراسری خیریه ای است که رادان اقدام

به برگزاری آن در طول سال آتی نموده است. که طی آن مراسم گوناگونی در راستای همراهی و همیاری

با موسسات و سازمان های مختلف خیریه در سراسر ایران و همچنین مراکز نگهداری سالمندان، کودکان

بی سرپرست، معلولین ذهنی و جسمی و بیماران خاص پیش بینی گردیده است. جمعی از هنرمندان،

ورزشکاران و همچنین صاحبان صنایع و افراد خیرخواه نیز به دعوت بهرام رادان، او را در برگزاری هرچه

موفق تر این تور همراهی می نمایند. لیست هنرمندان همراه و نیز شرکت ها و کارخانجاتی که به عنوان

حامی در مراسم تحویل سال نو حاضر خواهند بود، طی روزهای آتی اعلام می گردد.


جایزه‌های نقدی جشنواره فجر به برندگان دو جشنواره 25 و 26 داده شد...

پارسال بهرام رادان برنده سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر بود و جایزه نقدی برنده سیمرغ بلورین یک

عدد سمند ناقابل بود(وااااااااااای چقدر این مسئولین دست و دل بازن!!!)حالا دست و دل باز بودنشون

فدای سر همگیتون....جالب اینجاست که هنزمندان عزیز کشورمون کلی دنبال جاییزه هاشون دویدند تا

آخرش ۱۲ میلیون به جای سمند به بهرام رادان اهدا شد...بازم خدا رو شکر

                     

                    


احتمال داره فیلم کنعان نوروز ۸۷ اکران بشه...چون پروانه نمایش گرفته گمون نکنم مشکلی هم داشته

باشه(ایشاالله براش مشکل نتراشن)

       


آقا بهرام هم آلمانی شد....قراره جناب رادان (بهرام نه سردار) برای پروژه زادبوم به کارگردانی

"ابولحسن داوودی" برن هامبورگ...خوب خوش بگذره


و حالا لینکهای طلایی:

تحلیل رجا نیوز از جریانات سنتوری

حاضریم dvd و پشت صحنه سنتوری را منتشر کنیم!!!

واکنش جعفری جلوه به پخش فیلم سنتوری

"هاچ زنبور عسل" یا"سنتوری",مسئله این است

توقیف سنتوری از نگاهی دیگر

سنتوری...حرام است یا حلال

انگشت اتهام صفار هرندی به عوامل سنتوری

گلایه های تهیه کننده سنتوری

اظهارات سخنگوی قوه قضائیه در رابطه با سنتوری

این نسخه فقط در اختیار عوامل بوده!!!

گزارش "اعتماد ملي" از بازتاب‌هاي طرح واريز پول به حساب تهيه كنندگان "سنتوري"

عامل اصلي تكثير «سنتوري» دستگير شد /

نامه عليرضا داودنژاد درباره قاچاق سي‌دي «سنتوري


و در آخر هم این چند عکس تقدیم به هواداران بهرام رادان

            

موفق باشید و بای


ارسال شده در مورخه : پنجشنبه نهم اسفند 1386 ساعت 0:33 توسط نوشین |

فاجعه

بالاخره اون بلایی که بدجور ازش میترسیدیم به سرمون اومد...باید به حال این وضعیت هردمبیل گریست

داشتم برای خودم چرخ میزدم که تبسم عزیزم بک پیغام داد که سنتوری لو  رفته هیچ توی اینترنت

توی سایتهایی که آدرسش رو در زیر میذارم لینکهای دانلودش هم قرار دادن...البته من چند روز پیش از

وبلاگ طرفداران داریوش مهرجویی یه چیزایی شنیده بودم...ولی فکر نمیکردم جدی باشهتا این که

رفتم و با چشمهای خودم دیدم نوشته سنتوری و جولوشم عکس پوستر فیلم رو زده

یعنی واقعا" راست میگن که ما لیاقتش رو نداریم....مطمئن بودم اگ سنتوری اکران میشد رکورد فروش

فیلمهای بی ارزشی مثل"اخراجی ها"-آتش بس و توفیق اجباری رو میشکوند...به همه ثابت میشد که

لازمه ی فروش یک فیلم بی محتوایی و چارتا شوخی بی مزه نیست...میشه فیلم ساخت و فروخت و به

خورد مردم داد...ولی افسوس...افسوس که بعضی ها دوست دارن سر جوونای مارو با امثال فیلمهایی که

نام بردم گرم کنن...نمیدونم چی بگم...ای کاش این خبر رو نمیشنیدم..

میخوام یه چیزی بگم...من تا تو سینما نیاد نمیبینم...بچه ها برید اعتراض کنید...آخه این چه

وضعیه...اههههههههههههههههههههههههههههلعنت به این سینما...من دیگه سینما نمیرم...خیلی

ها همینو میخواستن...شکستن سنتور و سنتوری رو میخواستن...حالا مطمئنا" دارید تو دلتون جشن

میگیرید...ای لعنت به باعث و بانیش...دیگه هیچی نمیگم...

آدرسها:

http://www.iranproud.com/

http://www.persianhub.com/


توجه:

اگر برای زحمات استادی که چهل سال برای سینما زحمت کشیده ارزش قائلید

اگر هنوز هم حلال حروم برایتان معنی دارد

اگر هنوز ذره ای انسانیت برایتان باقی مانده

شماره حسابی از سوی استاد مهرجویی برای حداقل رفع ضرر مالی حاصل از قاچاق
فیلم اعلام شده از همه شما دوستداران سینما تقاضای عاجل دارم حداکثر مبلغی

که در توانتان هست به شماره حساب زیر واریز کنید
0116407795

به حساب فرامرز فرازمند و داریوش مهرجویی ،بانک تجارت ،چهار راه پارک،کد 032 واریز نمایید

 

ارسال شده در مورخه : چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 ساعت 1:37 توسط نوشین

بازتاب نمایش فیلم کنعان در جشنواره

ظاهرا" فیلم کنعان ساخته مانی حقیقی سرو صدای زیادی به پا کرده...هر چند رادان در این فیلم نقش

محوری رو نداره...ولی به هر حال حضورش در این فیلم موثر بوده و یکی از بختهای کسب سیمرغ نقش

مکمل هست....گذارشی از بازتاب فیلم کنعان که در سایتهای مختلف اومده رو تقدیم میکنم...

خوب بود اما بیش تر می خواهیم / یادداشتی بر فیلم کنعان
خوب بود اما بیش تر می خواهیم / یادداشتی بر فیلم کنعان



 وحید قادری: «کنعان» فیلم قابل اعتنایی است. این حرف به معنای خوب بودن یا تایید تمام و کمال

 فیلم نیست اما با این وجود «کنعان» آن قدر فکر شده و پر جزییات هست که بشود به آن احترام

گذاشت. به کارگردان خوب فیلم دل‌بست و منتظر کارهای آینده‌اش ماند. مانی حقیقی با این فیلمش

نشان داد که می‌شود روی او به عنوان یک داستانگو حساب ویژه‌ای باز کرد.ریتم فیلم با وجود کندی‌

اش تقریبا یکدست است و در کل ناامیدکننده نیست. فضاسازی‌ها باورپذیر از کار درآمده و می‌توان

چنین روابطی را در میان این طبقه با آن پیشینه که در فیلم می‌بینیم قبول کرد. افسانه بایگان پس

از حضور چشمگیرش در کافه ستاره این‌جا هم بسیار خوب است و به نقش غمگینش لحن

مناسبی داده است (بخصوص اولین رویایی‌اش با محمدرضا فروتن که خیلی خوب است). اما این هم

قبول که فیلم بخش‌های ضعیف‌تری هم دارد. یک بهرام رادان کاملا درنیامده، چه در بازی خود رادان و

چه شخصیت‌پردازی، ترانه علیدوستی که با وجود بازی نسبتا خوب و یکدستش به شدت برای نقش

نامناسب به نظر می‌رسد و حضور بازیگری با یک فیزیک مناسب‌تر می‌توانست فیلم را از چیزی که

هست چندین بار بهتر کند. موسیقی فیلم که در بعضی جاها چندان جالب نیست. به نظر می‌

رسد فیلمنامه در پرداخت شخصیت‌ها کوتاهی کرده و بیشتر به نفع موقعیت‌سازی کار کرده تا شخصیت‌

پردازی.

اما فیلم چند نقطه قوت دارد که به نظرم آن را قابل احترام کرده است. اولین و شاید بزرگترین نقطه قوت

 فیلم بازی بسیار خوب و غافل‌گیرکننده محمدرضا فروتن است که کاملا با اجراهایی که پیش از این از

 او دیده بودیم متفاوت شده. فروتن مثل فیلم‌های قبلی ناآرام و پر سر و صدا نیست. بی‌خود و با خود

 با اندامش بازی نمی‌کند. کمتر داد می‌زند و این بار کاملا توانسته به درون کاراکترش نفوذ کند. انگار

 کاملا این شخصیت را می‌شناخته و با دردی که تحمل می‌کند آشناست. فروتن خصوصا بعد از

 گذشت دقایق ابتدایی فیلم بازی‌اش جاافتاده‌تر و خوش‌لحن‌تر هم می‌شود. این می‌تواند بهترین

بازی فروتن در کل دوران حرفه‌ای‌اش باشد.

و نقطه قوت دیگر فیلم پایان‌بندی آن است. یک پایان‌بندی مبهم چندگانه که به نظرم یکی از بهترین پایان

‌های این سال‌هاست. از آن لحظه‌ای که از نمای نقطه‌نظر مینا (ترانه علیدوستی) سه شخصیت دیگر

را می‌بینیم که متوجه رابطه علی (بهرام رادان) و خواهرش آذر (افسانه بایگان) می‌شود ترسی را در

صورت مینا می‌بینیم که ابهام جالبی دارد. داستان پیش از این ما را به یک رابطه ممنوعه میان مینا و

علی نزدیک کرده بود و حالا با نزدیک شدن علی به آذر به نظر می‌رسد مینا خود را تنهاتر و بی‌پشتیبان

 احساس می‌کند و از مرتضی (فروتن) می‌خواهد که اجازه دهد در خانه‌اش بماند و بچه را هم

نگه دارد. جواب مرتضی را نمی‌فهمیم و این پایان مبهم به نظر خیلی خوب توانسته ماجراها و شاخه‌

های نه چندان یکدست فیلم را سرجمع کند. یک پایان‌بندی خوب فیلم را نجات داده است اما با این

 وجود و با توجه به پتانسیل عوامل و به خصوص کارگردان، «کنعان» هنوز هم می‌توانست خیلی بهتر

از این‌ها باشد.


چند دلیل برای دوست داشتن «کنعان»
چند دلیل برای دوست داشتن «کنعان»


 1- خیلی خوب است که آدم کارش را بلد باشد. در این روزهای بی رونقی سینمای ایران، کاربلد

بودن یک حسن کمیاب باشد و مانی حقیقی از این دست افراد است. با این که دیر آمده،عجله ای

برای زود رفتن ندارد و آهسته وپیوسته می رود. مانی حقیقی یلخی و سرسری کار نمی کند؛ می

 گردد و می گردد و یک عده آدم حسابی جمع می کند و بعد صدا دوربین حرکت! کنعان دومین

 تجربه همکاری فیلمنامه نویسی حقیقی و اصغر فرهادی است. سال گذشته فرهادی فیلمنامه

 مشترک شان را ساخت و امسال حقیقی. خیلی ها دوست داشتند بدانند این طرف قصه چه

 اتفاقی می افتد و آیا چهارشنبه سوری یک اتفاق بود؟ این که آیا حقیقی توانایی کارگردانی حرفه

 ای یک درام پر تنش را دارد ؟ کنعان این سوالات را با جواب دلچسبی پاک کرد.
2- «کنعان» را هم مثل «کارگران مشغول کارند» دوست دارم. ای کاش ریتم فیلم کمی تند تر بود تا

 سکوت و سکون بجای ماجرا بهتر خودش را نشان می داد. یک دلیل شخصی هم این وسط هست

 که کنعان به دل می نشیند، چون لحظاتی از دیدنش تداعی سکانسهای یک فیلم بزرگ از یک

فیلمساز بزرگ است. به یاد بیاورید سکانسی را که دوست مرتضی بالای یک برج نیمه ساز بهش می

 گوید:"زن وقتی می گه طلاق یعنی طلاق! من خودم کشیدم؛ ولش کن بره" شما را نمی دانم، ولی

من را که یاد هامون انداخت؛ جایی که انتظامی به شکیبایی می گوید: "یک لگد به این زنیکه بزن

بره". بهرام رادان هم که با تشابه اسمی جالبش یاد آور علی عابدینی «هامون» است؛ یک

شخصیت پیچیده و مبهم که می تواند مراد و الگوی ذهنی شخصیت های داستان باشد.

3- افسانه بایگان هنوز هم بعد از دو دهه فعالیت در سینما، گاهی مستمر و گاهی کمرنگ، روی

پرده خوش می نشیند. انگار در طول فیلم تمام ذهن و فکرش تمام کردن خودکشی نافرجامش است

، ولی هرگز این تاکید به مدد بازی بایگان جیغ نمی زند. معلوم است چقدر زحمت کشیده که اشک

هایش را بی جا هدر ندهد و لباس مشکی گشاد و بلندش بیان گر تلخی درونش است و انگار با هر

قدمی که بر می دارد، تکه ای از خودش را جا می گذارد... و چه هوشمندانه است که زحمت نشان

دادن شکل گرفتن رابطه عاطفی با علی را یک روسری صورتی بر دوش می کشد. بازی بایگان را هیچ

 وقت فراموش نخواهم کرد، وقتی در اولین برخوردش با مرتضی می گوید: "نشناختی منو؟".

4- محمد رضا فروتن با اولین پلان حضورش بر پرده، پختگی اش را به رخ می کشد. شاید خیلی ها را

یاد شب یلدا بیندازد، ولی فقط شقیقه های سفید که نشان پختگی نیست. این جا با یک فروتن

 تازه و متفاوت روبرو هستیم.؛ نه گریه و بغضی در کار است، نه رگ گردن برآمده و نه رقص و حرکات

 موزون. نوع پارچه پیراهن و کراوات فروتن در همان اولین نما به ما می گوید که با طبقه مرفه درست

و حسابی طرفیم که همه چیزش حساب شده است. به لطف حضور امیر اثباتی، طبقه مرفه فیلم وصل

 به سونا و جکوزی، شوی لباس و عطرها و جواهرات میلیونی نیستند. فقط می ماند ماکسیما که این روزها چندان نشان

مرفه بودن نیست.

5
- ترانه علیدوستی حالا دیگر با کنعان، من ترانه پانزده سال دارم نیست و به بازیگری تمام عیار تبدیل

 شده که از عهده هر نقشی در هر سنی بر می آید. از کارگر روزمزد چهارشنبه سوری تا معمار

 شیک و عاشق ادامه تحصیل. مینا زن بداخلاقی نیست، اما سرد و مصمم است. حتی اله مان هایی

 که یک زن ایرانی را می توان در تصمیمش متزلزل کند – مثل عشق به خانواده و فرزند –

 ظاهراً در او تاثیری ندارد. علیدوستی به راحتی در نقش زنی سی و چند ساله جا خوش کرده و انگار

فقط و فقط هدفش را دنبال می کند. اما رو دست نهایی فیلم همین است که این مصمم بودن همه

 ماجرا نیست...

6- بهرام رادان مثل همیشه «آن» ی دارد که نباید در مورد کوتاهی و بلندی نقشش نگران باشد.

 از یک طرف با زنی روبروست که عشق قدیمی اش بوده و حالا دیگر به او تعلق ندارد و از طرفی زنی

که شاید بتواند عشق آینده اش باشد. حضور کوتاهش در فیلم آن قدر پذیرفتنی هست که حتی به

این فکر نمی کنیم که وانتی که با آن این طرف و آن طرف می رود به چه کارش می آید؟ یا چرا طراح

لباس فیلم برایش کم تر از بقیه مایه گذاشته و تنها او را با یک تی شرت رنگ و رو رفته می بینیم.

7- از همه گفتیم و حیف است که نقش سودابه خسروی را نادیده بگیریم که کار دشوار و ظریفی را

به خوبی به سرانجام رسانده و کاری کرده که سن واقعی بازیگران و سن شخصیت هایی که بازی

 می کنند به زحمت قابل تشخیص است. تمام هنر خسروی این بوده که کاری کند که هنرش به چشم کسی نیاید و این کار

آسانی نیست.

8- یادداشت های جشنواره ای جای جزئیات پردازی نیست، ولی حیفم می آید از کارکرد سینمایی

آسانسور خراب مجتمع، شال یادگاری مادری که حالا دیگر نیست و یادگارش برای خلاص کردن موجود

زنده دیگری استفاده می شود، و گوشه پاره مانتوی مینا ننویسم؛ تکه پارچه ای که دخیل عهدی می

شود که با خودش یا دیگری بسته است.



همه چیز خوب ست بجز حاصل کار! ( نگاهی به فیلم کنعان )
همه چیز خوب ست بجز حاصل کار! ( نگاهی به فیلم کنعان )



خب خیلی هم طول نکشید و همین اواسط کار از وادی کنعان هم گذشتیم. نام اصغر فرهادی و مانی

 حقیقی در کنار هم حتی اگر از تداعی چهارشنبه سوری هم بگذریم، برای دل دل اینکه روی پرده یک

 غافلگیری تازه در انتظارمان نشسته است، توجیه به خطایی نیست. هرچند که اتفاقا همین عامل

شاید مهمترین عنصر موثر در ناامیدی مان از کنعان می شود. شاید اگر کنعان نتیجه کار گروه دیگری

 بود و اینقدر در تب و تاب اش ننشسته بودیم، این حس ارضا نشدگی و بلا تکلیفی در این سطح

پس از دیدن اش اتفاق نمی افتاد.

فیلم مانی حقیقی قرار است ما را به فضای زندگی چهار نفر ببرد که هر کدام جذابیت های منحصر

بفردی دارند و همه به گونه ای با هم مرتبط اند. بخشی از داستان صرف بررسی ارتباطات این آدمها

با هم می شود و نیمه دیگر کار مرور احساسات و عواطف هر کدام از این آدمها به تنهاییست. که

 متاسفانه همین دو عنصر کلیدی یعنی احساسات و ارتباطات این آدمها در کنعان پرداخت به شدت

ناقصی دارند و این در حالی ست که تمام شخصیت های فیلمنامه، بالقوه قابلیت جذابیت دارند و از

 آنجایی که بازی هر چهار نفر مرکزی فیلم بسیار دیدنی و دوست داشتنی از آب در آمده، این حسرت

 مضاعف می شود (از نظر من قابل توجه ترین وجه کار مانی حقیقی در اولین کار جریان اصلی و

 داستان گوی اش همین جاست).

ترانه علیدوستی در نقش مینا، زنی ست که پس از سالها که از ازدواج اش با استاد دوران دانشگاه اش

 می گذرد، در حال تدارک سفر ست و دل کندن و آغازی دوباره. مینا نمونه کسانی ست که در دوره

 ای آنچنان در دنیای دیگری غرق می شوند که پیش از آنکه عاشق اش بشوند، دچار شیفتگی دنیا

ی اش می شوند و جهان خودشان را گم می کنند. بعد از سالها احساس سرخوردگی عمیقی می

 کنند که تنها راه چاره را فرار از قفس خود ساخته شان می یابند. بی آنکه حتی دلایل این میل به

 رهایی را به درستی درک کرده باشند. ترانه علیدوستی هر چند در نقش مینا نقش آفرینی

جذابی دارد، اما حتی با وجود گریم متفاوت و کار شده اش، بازهم انتخاب مناسبی به نظر نمی رسد.

 دلایل اصرارش بر جدایی از شوهرش به درستی مطرح نمی شوند (هرچند جرقه تمایل اش به

 تنهایی و احتمالا رهایی، ایده خوبی ست که در طول فیلم گم می شود). جنس عاطفه حاکم بر

 فضای او و علی رضوان (که اتفاقا اتمسفر سوال بر انگیز و قابل توجهی دارد) میان زمین و آسمان رها

 می ماند، با سر سختی که از او می بینیم و تمام تلاش هایش برای رفتن و پافشاری اش بر جدایی

، ماندن اش توجیه مناسبی ندارد و معامله کودکانه اش با درخت میان جاده خیلی هم جدی به نظر

نمی رسد.

کاراکتر مرتضی پیش از آنکه از خودش جذابیت و گیرایی جدی ای ارائه دهد، مرهون بازی درونی و

فوق العاده درخشان محمدرضا فروتن است. فروتن پس از سالها روی پرده به طرز غریبی تازه است و

خودنمایی می کند. هیچ خبری از تکرار مکررات فروتنی نیست، از جنس داد و بیداد های اغراق شده

 و حرکات اضافی بدن و آن نگاه های تیز و معروف. اتفاقا یکی از مهمترین عناصر بازی فروتن جنس تازه

 خیرگی اوست که عمق عجیبی دارد و دردی بلند و درونی را فریاد می کند.

افسانه بایگان در نقش آذر حسابی خوشایند از آب در آمده و یکی از بهترین انتخاب های کنعان و تا

اینجا جشنواره بیست و ششم است.

بهرام رادان در نقش جوانی به نام علی رضوان ظاهر شده است که بدون هیچ حرکت و توضیح

 اضافی، ذاتا دوست داشتنی است. از آن دسته آدمهای یله و شیرین و پیچیده که ته وجودشان

 خستگی عظیمی دارند، هر چند بار بر دوششان دیدنی نیست. زیر سیطره بازی ها و روابط روزگار

نیستند و در عبور از زمان آن سرحالی و غم توامان شان را از دست نداده اند. جنس نگاههای

 رادان در انتقال این خستگی درونی از یکسو و بی تفاوتی اش روی پرده در ارائه آن یلگی مورد نظر

 شخصیت از سوی دیگر، تاثیر قابل قبولی دارند.

اما نقصان اصلی از شخصیت پردازی نصف و نیمه ای می آید که تقریبا در مورد هر چهار کاراکتر فیلم

دیده می شود و البته در مورد شخصیت علی به اوج می رسد (و این ارتباطی با پیچیدگی ذاتی

شخصیت ندارد). این بازی های دیدنی در حالیست که شخصیتهای کلیدی فیلم روی کاغذ هیچکدام

 به پختگی و کمال نرسیده اند. همه حی و حاضرند، تا حدی اوج می گیرند اما هیچیک به لحظه

پرواز نمی رسند و در نتیجه تماشاچی آماده پریدن را نیز سر در گم روی زمین باقی می گذارند.

تحول آدمها اصلا در نیامده، دلایل قهر و آشتی شان همه ناقص و ویلان می مانند و با هیچ کدام

شان احساس همذات پنداری نمی کنیم. کنعان می توانست با حذف برخی اتفاقات و حواشی

 اضافی و افزودن آن چیزهایی که جای شان در کار خالی ست و در نتیجه ابهام و سوالات بیننده بی

 پاسخ مانده است و با کمی تمرکز بیشتر روی احساسات و عواطف و پس زمینه های چهار کاراکتر

 اصلی، لحظه های نسبتا خوبی در این روزهای پکری و خستگی جشنواره، برایمان رقم بزند. به ویژه

اگر ریتم کند درونی سکانسها هم بر طرف می شد. گذری در دنیای آدمهایی که فیلم جدی ساختن

درباره مشکلات جدی شان برای خیلی ها جدی نیست.



مانی حقیقی که فیلم می ساخت (نگاهي به فيلم كنعان)
مانی حقیقی که فیلم می ساخت (نگاهي به فيلم كنعان)



 "کنعان" یک قصه سرراست درگیرکننده دارد که درباره سه، چهارتا آدم از دوروبرخودمان است با

مشکلات و علایق و دغدغه هایی شبیه به آنچه خودمان داریم، ازآن جور قصه هایی که بیشتر فیلمها

ی خوب سینما هم داشته اند و دارند.تازه این تمام خوبی فیلم نیست، کارگردانی مانی حقیقی

 دقیق است، بازیهای فیلم عالی و در مواردی مثل محمدرضا فروتن شاهکارند و موسیقی نیز گرچه

زیادی بر فیلم سوار است ولی تم دلچسبی دارد.

اینها همه از دل "کنعان" بیرون می آید و احتیاج به هیچ دلیل و الصاق فرامتنی و زورکی هم ندارند،

 باز هم تکرار می کنم به عنوان یک فیلم در جریان اصلی سینمای سرگرمی ساز(که البته پایه

 اصلی سینما هم محسوب می شود)، "کنعان" فیلم خوب و خوش ساختی است.اما سخن اصلی

 این است که چرا در سینمای ما فاصله بین فیلم هنری آوانگارد ساختن با فیلم جریان اصلی ساختن

 اینقدر زیاد است؟ این مرز پررنگ و مشخص بین سرگرم کردن و فیلم درخشان و شاهکار ساختن

 از کجا نشات می گیرد؟اتفاقا همین دیروز کارگردان "آتش سبز" مصاحبه کرده و گفته نظر منتقدان

 برایم هیچ اهمیتی ندارد، این اشکالی ندارد که یک سر طیف سینمای ما "آتش سبز" باشد و سر

 دیگرش "کلاغ پر" چون همه جا همین طوری است ولی اینکه فیلمهای وسط این طیف چرا

چندین سال یکبار می شوند "نفس عمیق" و "سنتوری" واقعا جای سوال دارد.

مانی حقیقی سینما را به خوبی می شناسد، با ادبیات آشناست و در فیلمنامه نویسی و داستان

 گفتن تواناست، او دو فیلم تجربی دیجیتال ساخته که "کارگران مشغول کارند" ش تجربه غریبی است

و حالا با "کنعان" می خواهد فیلم داستان گوی کلاسیک بسازد، ولی چرا حاصلش باید در این سطح

 باشد؟ من یکی که نمی توانم بپذیرم این تجربه اول است و نیاز به زمان هست و از این حرفها.

 به نظر من مانی حقیقی که می خواهد فیلم داستان گو بسازد نباید به کمتر از "چهارشنبه سوری

" رضایت دهد. اینکه بعضی صحنه های فیلم و به خصوص پایانش(که به شدت ناامیدکننده ازآب درآمد

ه) ممکن است به دلیل شرایط خاص فیلمسازی در ایران چنین شده باشد اصلا دور از ذهن نیست

ولی مگر این شرایط در "چهارشنبه سوری" نبود؟ کلی ایده و طرح وجود داشت که می شد برای

پایان "کنعان" انتخاب کرد و با ممیزی هم برخورد نکرد. اینکه یک زن مرفه به جایی رسیده که دلش

 می خواهد کسی منتظرش نباشد و در دل کسی جایی نداشته باشد خیلی ایده نابی است

ولی آقای حقیقی! انصافا برای زنی در شرایط و با خصوصیات مینا(با بازی عالی ترانه علیدوستی)

خواب نما شدن و به درخت دخیل بستن و اینها وصله نچسبی نیست؟

مانی حقیقی فیلمساز و فیلمنامه نویس دوست داشتنی ماست، ولی "کنعان" آنچه که از او انتظار

 داشتیم نبود.اگر قرار است سینمای ما به استانداردهای جهانی نزدیک شود باید مرز بین فیلم

هنری و داستان گو برداشته شود وباید فیلمهایی ساخته شوند که همان قدر سرگرم کننده باشند

 که تامل برانگیز و درگیر کننده، و مطمئنا مانی حقیقی که هم "کارگران..." را می سازد و هم

فیلمنامه "چهارشنبه سوری را می نویسد بیش از هرکس دیگری توانایی این کار را داشته و دارد.



گزارش تصويري از حواشي جلسه مطبوعاتي «كنعان» که بهرام رادان حضور نداشت!!!!

 

 
 

 

 


حالا که اینهمه گفتیم کنعان یه سنتوری هم داشته باشید...

سيروس الوند وابوالحسن داوودی :سنتوری به ياد ماندني‌ترين فيلمي كه طي اين سالها در جشنواره ديده‌ایم
سيروس الوند وابوالحسن داوودی :سنتوری به ياد ماندني‌ترين فيلمي كه طي اين سالها در جشنواره ديده‌ایم



سیروس الوند و ابوالحسن داوودی دریادداشتهایی که روزنامه اعتماد ملی آنها را منتشر کرده ،ا

شاره کرده اند که سنتوری داریوش مهرجویی به ياد ماندني‌ترين فيلمي بوده كه طي اين سالها در

جشنواره ديده‌اند

الونددریادداشت خود می نویسد :جشنواره فيلم يازدهم براي من از به ياد ماندني‌ترين دوره‌هاست،

 اول اينكه در اين دوره دو فيلمساز مطرح پيش از انقلا‌ب يعني داريوش مهرجويي با فيلم سارا و

مسعود كيميايي با فيلم ردپاي گرگ حضور داشتند. از سوي ديگر چهار فيلم ساز برجسته پس از

 انقلا‌ب محسن مخملباف، حاتمي كيا، كيانوش عياري و كامبوزيا پرتوي با فيلم‌هاي هنرپيشه،

 از كرخه تا راين، آباداني‌ها و بازي بزرگان فيلم‌هايشان در جشنواره اكران شد.در عين حال به لحاظ

شخصي هم اين دوره براي من به يادماندني است براي اينكه فيلم <يك بار براي هميشه >براي

 من جايزه سيمرغ بهترين كارگرداني را به ارمغان اورد، از طرفي زنده ياد مرتضي آويني هم در هيات

داوران جشنواره حضور داشتند.به ياد ماندني‌ترين فيلمي كه طي اين سالها در جشنواره ديده‌ام و

 متاسفانه اجازه اكران نگرفت، سنتوري ساخته داريوش مهرجويي بود. اولين فيلمي كه در

جشنواره فيلم فجر ديدم، ديار عاشقان بود كه پرويز پرستويي يكي از بهترين بازي‌هايش را ارائه

 کرد. ابوالحسن داوودي دیگر كار گردان سينما نیز دریادداشت خود می نویسد :طي اين چند

 سال اخير بهترين و خاطره‌انگيزترين فيلمي كه در جشنواره ديدم سنتوري ساخته داريوش

مهرجويي بوداو می افزاید :جشنواره فيلم فجر هميشه بالا‌ و پايين‌هاي زيادي داشته و هيچ وقت هم

بي‌عيب و نقص نبوده، اما نبايد از ياد ببريم روزهايي را كه سيف‌ا... داد در برگزاري جشنواره نقش

 داشت، شايد به اين خاطر كه سينما و او از يك صنف بودند. سيف‌ا... داد از خانواده سينما بود و

 زبان و دلش يكي بود، اما متاسفانه سردرگمي و اعمال سياست‌هاي متفاوت انگار نمي‌خواهد

 دست از سر سينماي ما بردارد.وي ادامه می دهد :من در تمام اين 25 دوره در جشنواره حضور

 داشتم و بهترين فيلم‌ها را در همان سال‌هايي ديدم كه مديريت دولتي سينما درها را براي

حضور سينماگران نمي‌بست.وي ادامه داد: جشنواره فيلم فجر بسترهاي لا‌زم را براي اينكه

 تبديل به يك اتفاق فرهنگي قابل تامل شود، داراست، تنها بايد سياست‌هاي ثابتي براي آن تعيين كرد.


منبع:خدا این سایت سینمای ما رو از من نگیره


ارسال شده در مورخه : پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 ساعت 1:21 توسط نوشین |

آپ جدید و خبرهای جدید

سلام عرض میکنم...بابا کجایین..چشمم خوشک موند به این نظرات...ای بابا حالا که بازدیدها رفته بالا

نظرات اومده پایین

جشنواره فیلم فجر امروز ۱۲ بهمن رسما شروع میشه و بهرام رادان عزیز در این جشنواره با فیلم کنعان

در این جشنواره حضور خواهد داشت...هر چند که به گفته ی آقا مهدی مدیر وب ترانه به خاطر اختلافاتی

که بین بهرام رادان و مانی حقیقی کارگردان فیلم به وجود آمده احتمال داره سکانسهای حضور بهرام

رادان کمتر بشه و حضورش کمرنگ تر بشه و شانس بردن سیمرغ نقش مکمل رو از دست بده

عیب نداره...حالا بریم سراغ اخبار...(چون ازتون دلگیرم براتون عکس جدید نمیذارم)

لس‌آنجلس تايمز از "سنتوري" نوشت
لس‌آنجلس تايمز از "سنتوري" نوشت