تبليغاتX
بهرام رادان آکتور سینما
منوي اصلي
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
خانگي سازي
اضافه به علاقه منديها
ذخيره كردن صفحه
پرينت صفحه

اين سايت را صفحه خانگي خود كنيد !   تماس با مدير سايت !   اضافه کردن اين سايت به علاقه منديها !   لينک RSS

وضعيت در ياهو

نوشين: ايمان:

موضوعات
موضوعات

آرشيو مطالب

آخرين مطالب ارسالي
« بی پولی » روزهای آخر فیلمبرداری را سپری می کند. سیامک انصاری به « بی پولی » پیوست
فيلمبرداري «بی‌پولی» از نیمه گذشت. رضا رشید پور مقابل دوربین «بی‌پولی» رفت
حضور بهرام رادان به همراه داریوش مهرجویی در جشنواره فوکواوکا
چند پوستر از بهرام رادان
عکسهایی از بهرام رادان
شاتهای بهرام رادان
آرشیو کامل آهنگ های فیلم «سنتوری»
عکسای شب شیشه ای...
مصاحبه شب شیشه ای
عکس های زیبای بهرام رادان در سنتوری

اخبار سایت سینمای ما

شما می توانید 10 خبر آخر سایت سینمای ما را با بروز رسانی این سایت در این قسمت ببینید.

امکانات


نويسندگان:

نوشین
ایمان


لوگوي سايت
برای تبادل لوگو، ابتدا کد لوگوی زیر را در وب خود قرار داده و سپس از طریق فرم نظرات کد لوگوی خود را قرار دهید؛ تا لوگوی شما را هم قرار دهیم.




لوگوي دوستان
گلشيفته فراهاني ستاره ي سينماي ايران
پوسترهاي سينمايي
وبلاگ رسمي استاد امين تارخ
بهرام رادان
کانون هواداران الناز شاکردوست

شاتهای بهرام رادان

سلام...تقریبا" بعد از ۲ ماه برگشتم...سایت سینمای ما یه سری فوتو شات با کیفیت از بهرام رادان

منتشر کرده که خیلی قشنگن!!!البته این عکسها بعضی هاشون تو سایت خود بهرام رادان بود ولی

کیفیت پایینی داشتن!!!اینا رو میذارم امیدوارم خوشتون بیاد...

                  

ارسال شده در مورخه : دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 ساعت 14:46 توسط نوشین | | ادامه مطلب

و اما آخر...

سلام...فکر کنم اگه خدا قبول کنه این آخرین سلامی هست که خدمتتون عرض میکنم!!!تصمیم گرفتم

این وب رو تعطیل کنم...البته مطمئنن دلیلش تعداد نظرات و تعداد بازدید ها و...نیست!!!یه دلیل کاملا"

شخصی و کاملا" منطقی...

ببینید من الان ۳ تا وب دارم...داشتن ۳ تا وب نشانه هایی از اعتیاد مدرن هست دیگه...برای اینکه بیشتر

غرق این دنیای بی درو پیکر مجازی نشم تصمیم گرفتم ۲ تا از وبها رو تعطیل کنم که یکیش همین وب

هست...بیشتر دوست دارم مثل قبل یه مصرف کننده باشم تا یه تولید کننده

درواقع به یه نوع پوچی هم رسیدم...با خودم فکر میکنم من اینهمه دارم به درو تخته میکوبم...از کار و

زندگی خودمو میندازم مطلب جمع میکنم ....آخرش برای کسی که اصلا" منو نمیشناسه و از وجود اینجا

هیچ اطلاعی نداره...البته انتظار ندارم که مثلا" یه روز جناب رادان تشریف بیارن اینجا کلی زام بابت این

وب تشکر کنن و ...چون این اتفاق دو حالت بیشتر نداره...اولیش اینه که یا طرف یکیه که خودشو با این

نام معرفی کرده(خوب میدونید که این دنیای مجازی اینقدر بی در و پیکر و بدون قانونه که هر کسی توش

دزدی میکنه-شناسنامه جعل میکنه-بدون شناسنامه مسافرت میکنه و....نه پلیسی-نه قانونی-نه قانون

گذاری!!!در کل شهر هرررررررررررررتهکه همچین بی شباهت به دنیای واقغیمونم نیست)بی

خیلال...داشتم چی میگفتم؟؟؟آها...یا اینکه باید به این آقای رادان شک کرد...آخه آدم که اینقدر بی جنبه

نمیشهپس من انتظار نداشتم که رادان بیاد اینجا...کلا" به پوچییییییییییی رسیدم...خوب اینهمه آدم

دارن مینویسن..بازدید کننده های اینجا هم میرن توی وب بقیه!!!شاید الان بگن نه-نرو-میمیرم برات-اگه

بری خودکشی میکنم و از این حرفا...ولی دقیقا" بعد از اینکه پنجره این وب رو بستن میرن در خونه یکی

دیگه رو میزنن...(مثل خاستگگارا)خلاصه اینکه هر خوبی بدی کمی کاستی از ما دیدین حلالم کنید!!!

سال نوتون هم مییییییییییمونایشاالله سال خوبی داشته باشید...ایشاالله بهرام هم سال خوبی

داشته باشه...قربون همتون برم من الهی...بای بااااااااااای

بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس


الان که این مطلب رو میذارم زیر این پست ۱۱ فروردینه و دو روز از عروسی خواهرم گذشته

میخواستم جوابنظراتتون رو بدم.خواستم زیر نظرها بدم ترسیدم نبینید!!!اول اینکه بابا من کی گفتم

عاشق شدمو از این حرفا....خواهشا" قضیه رو عشقیش نکنید نامزدم غیرتی میشهدوم اینکه بابا من

که گفتم انتظار ندارم رادان بیاد اینجا رو ببینه!!!!!!()آخه آدم که اینقدر بیکار نیست که بیاد عکسهایی

که عکاسا از خودش گرفتن یا مطالبی که خودش صد در صد ازشون مطلع هست رو بخونه!!!خوب ما این

مطالب رو از خبرگزاری ها برمیداریم.بخواد به همون منبع اصلی سر میزنه نه اینجا!!!سوم این که خوب

خداییش دلیلم بیشتر به خاطر اعتیادم به اینترنت بود!!در کنارش به پوچی هم رسیدم

در ضمن از ارزش بهرام رادان نزد بنده یه ذره هم کم نشده و من هنوز به بازیش و هنرش علاقه مندم و

بش اححترام میذارم و به نظرم بهترینه!!!اینم گفتم که فکر نکنید حالا من شکست عشقی خوردم دنیا

برام تیره و تار شده

راستی نوشتن در مورد یه هنرپیشه خارجی هم سخت تره هم آسون تر.از این بابت سخته که باید زبان

قوی داشته باشی و اطلاعاتت کامل باشه.آسون تره از این بابت که رسانه های خارجی اخبار لحظه به

لحظه هنرپیشه ها و هنرمندانشون رو منتشر میکنن و منابع بی شماری هم برای این کار وجود داره.در

کل مفید تر و متنوع تره.چون خیلی ها توانایی پیدا کردن این منابع رو ندارن.پس مریم جون(اسمت مریم

بود دیگه)تو هم خودتو ناراحت نکن.نوشین گلم تو هم خودکشی نکن مامانت برا شوهر دادنت آرزو

داره.ایشاالله یه روز یکی از این مردان آهنین بیاد بگیرتت...الهی آمیییییییییین

قربان کلتون برم من....موفق باشیدسال نوتونم مییییییییییییمون

 

ارسال شده در مورخه : پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 ساعت 18:44 توسط نوشین |

تور سراری خیریه بهرام رادان

سلام...خوبید؟؟؟!!!راستش این روزا حالم زیاد خوب نیست...حال و حوصله آپ کردن رو نداشتم...ولی

خوب چه کنم...نمیشه که رهاش کنم -میشه؟؟؟

خبر از سنتوری و قاچاقش خیلی زیاده...منم تصمیم گرفتم تا اونجایی که میتونم لینکهاش رو جمع آوری

کنم...ولی قبل از لینکها چند خبر...


تور سراسری خیریه بهرام رادان

                       

بهرام رادان لحظه تحویل سال 1387 درمیان سالمندان و معلولان مجتمع کهریزک خواهد بود. طی بازدید

به عمل آمده از این مجتمع مورخ 8 بهمن 1386، حضور بهرام رادان و همراهان اش سر سفره هفت سین

سال نو در سالن اجتماعات مجتمع از سوی مدیران و متولیان آسایشگاه با استقبال فراوان روبرو گردیده و

قطعی شده است.

شایان ذکر است این حرکت به عنوان نخستین گام از تور بزرگ سراسری خیریه ای است که رادان اقدام

به برگزاری آن در طول سال آتی نموده است. که طی آن مراسم گوناگونی در راستای همراهی و همیاری

با موسسات و سازمان های مختلف خیریه در سراسر ایران و همچنین مراکز نگهداری سالمندان، کودکان

بی سرپرست، معلولین ذهنی و جسمی و بیماران خاص پیش بینی گردیده است. جمعی از هنرمندان،

ورزشکاران و همچنین صاحبان صنایع و افراد خیرخواه نیز به دعوت بهرام رادان، او را در برگزاری هرچه

موفق تر این تور همراهی می نمایند. لیست هنرمندان همراه و نیز شرکت ها و کارخانجاتی که به عنوان

حامی در مراسم تحویل سال نو حاضر خواهند بود، طی روزهای آتی اعلام می گردد.


جایزه‌های نقدی جشنواره فجر به برندگان دو جشنواره 25 و 26 داده شد...

پارسال بهرام رادان برنده سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر بود و جایزه نقدی برنده سیمرغ بلورین یک

عدد سمند ناقابل بود(وااااااااااای چقدر این مسئولین دست و دل بازن!!!)حالا دست و دل باز بودنشون

فدای سر همگیتون....جالب اینجاست که هنزمندان عزیز کشورمون کلی دنبال جاییزه هاشون دویدند تا

آخرش ۱۲ میلیون به جای سمند به بهرام رادان اهدا شد...بازم خدا رو شکر

                     

                    


احتمال داره فیلم کنعان نوروز ۸۷ اکران بشه...چون پروانه نمایش گرفته گمون نکنم مشکلی هم داشته

باشه(ایشاالله براش مشکل نتراشن)

       


آقا بهرام هم آلمانی شد....قراره جناب رادان (بهرام نه سردار) برای پروژه زادبوم به کارگردانی

"ابولحسن داوودی" برن هامبورگ...خوب خوش بگذره


و حالا لینکهای طلایی:

تحلیل رجا نیوز از جریانات سنتوری

حاضریم dvd و پشت صحنه سنتوری را منتشر کنیم!!!

واکنش جعفری جلوه به پخش فیلم سنتوری

"هاچ زنبور عسل" یا"سنتوری",مسئله این است

توقیف سنتوری از نگاهی دیگر

سنتوری...حرام است یا حلال

انگشت اتهام صفار هرندی به عوامل سنتوری

گلایه های تهیه کننده سنتوری

اظهارات سخنگوی قوه قضائیه در رابطه با سنتوری

این نسخه فقط در اختیار عوامل بوده!!!

گزارش "اعتماد ملي" از بازتاب‌هاي طرح واريز پول به حساب تهيه كنندگان "سنتوري"

عامل اصلي تكثير «سنتوري» دستگير شد /

نامه عليرضا داودنژاد درباره قاچاق سي‌دي «سنتوري


و در آخر هم این چند عکس تقدیم به هواداران بهرام رادان

            

موفق باشید و بای


ارسال شده در مورخه : پنجشنبه نهم اسفند 1386 ساعت 0:33 توسط نوشین |

فاجعه

بالاخره اون بلایی که بدجور ازش میترسیدیم به سرمون اومد...باید به حال این وضعیت هردمبیل گریست

داشتم برای خودم چرخ میزدم که تبسم عزیزم بک پیغام داد که سنتوری لو  رفته هیچ توی اینترنت

توی سایتهایی که آدرسش رو در زیر میذارم لینکهای دانلودش هم قرار دادن...البته من چند روز پیش از

وبلاگ طرفداران داریوش مهرجویی یه چیزایی شنیده بودم...ولی فکر نمیکردم جدی باشهتا این که

رفتم و با چشمهای خودم دیدم نوشته سنتوری و جولوشم عکس پوستر فیلم رو زده

یعنی واقعا" راست میگن که ما لیاقتش رو نداریم....مطمئن بودم اگ سنتوری اکران میشد رکورد فروش

فیلمهای بی ارزشی مثل"اخراجی ها"-آتش بس و توفیق اجباری رو میشکوند...به همه ثابت میشد که

لازمه ی فروش یک فیلم بی محتوایی و چارتا شوخی بی مزه نیست...میشه فیلم ساخت و فروخت و به

خورد مردم داد...ولی افسوس...افسوس که بعضی ها دوست دارن سر جوونای مارو با امثال فیلمهایی که

نام بردم گرم کنن...نمیدونم چی بگم...ای کاش این خبر رو نمیشنیدم..

میخوام یه چیزی بگم...من تا تو سینما نیاد نمیبینم...بچه ها برید اعتراض کنید...آخه این چه

وضعیه...اههههههههههههههههههههههههههههلعنت به این سینما...من دیگه سینما نمیرم...خیلی

ها همینو میخواستن...شکستن سنتور و سنتوری رو میخواستن...حالا مطمئنا" دارید تو دلتون جشن

میگیرید...ای لعنت به باعث و بانیش...دیگه هیچی نمیگم...

آدرسها:

http://www.iranproud.com/

http://www.persianhub.com/


توجه:

اگر برای زحمات استادی که چهل سال برای سینما زحمت کشیده ارزش قائلید

اگر هنوز هم حلال حروم برایتان معنی دارد

اگر هنوز ذره ای انسانیت برایتان باقی مانده

شماره حسابی از سوی استاد مهرجویی برای حداقل رفع ضرر مالی حاصل از قاچاق
فیلم اعلام شده از همه شما دوستداران سینما تقاضای عاجل دارم حداکثر مبلغی

که در توانتان هست به شماره حساب زیر واریز کنید
0116407795

به حساب فرامرز فرازمند و داریوش مهرجویی ،بانک تجارت ،چهار راه پارک،کد 032 واریز نمایید

 

ارسال شده در مورخه : چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 ساعت 1:37 توسط نوشین

بازتاب نمایش فیلم کنعان در جشنواره

ظاهرا" فیلم کنعان ساخته مانی حقیقی سرو صدای زیادی به پا کرده...هر چند رادان در این فیلم نقش

محوری رو نداره...ولی به هر حال حضورش در این فیلم موثر بوده و یکی از بختهای کسب سیمرغ نقش

مکمل هست....گذارشی از بازتاب فیلم کنعان که در سایتهای مختلف اومده رو تقدیم میکنم...

خوب بود اما بیش تر می خواهیم / یادداشتی بر فیلم کنعان
خوب بود اما بیش تر می خواهیم / یادداشتی بر فیلم کنعان



 وحید قادری: «کنعان» فیلم قابل اعتنایی است. این حرف به معنای خوب بودن یا تایید تمام و کمال

 فیلم نیست اما با این وجود «کنعان» آن قدر فکر شده و پر جزییات هست که بشود به آن احترام

گذاشت. به کارگردان خوب فیلم دل‌بست و منتظر کارهای آینده‌اش ماند. مانی حقیقی با این فیلمش

نشان داد که می‌شود روی او به عنوان یک داستانگو حساب ویژه‌ای باز کرد.ریتم فیلم با وجود کندی‌

اش تقریبا یکدست است و در کل ناامیدکننده نیست. فضاسازی‌ها باورپذیر از کار درآمده و می‌توان

چنین روابطی را در میان این طبقه با آن پیشینه که در فیلم می‌بینیم قبول کرد. افسانه بایگان پس

از حضور چشمگیرش در کافه ستاره این‌جا هم بسیار خوب است و به نقش غمگینش لحن

مناسبی داده است (بخصوص اولین رویایی‌اش با محمدرضا فروتن که خیلی خوب است). اما این هم

قبول که فیلم بخش‌های ضعیف‌تری هم دارد. یک بهرام رادان کاملا درنیامده، چه در بازی خود رادان و

چه شخصیت‌پردازی، ترانه علیدوستی که با وجود بازی نسبتا خوب و یکدستش به شدت برای نقش

نامناسب به نظر می‌رسد و حضور بازیگری با یک فیزیک مناسب‌تر می‌توانست فیلم را از چیزی که

هست چندین بار بهتر کند. موسیقی فیلم که در بعضی جاها چندان جالب نیست. به نظر می‌

رسد فیلمنامه در پرداخت شخصیت‌ها کوتاهی کرده و بیشتر به نفع موقعیت‌سازی کار کرده تا شخصیت‌

پردازی.

اما فیلم چند نقطه قوت دارد که به نظرم آن را قابل احترام کرده است. اولین و شاید بزرگترین نقطه قوت

 فیلم بازی بسیار خوب و غافل‌گیرکننده محمدرضا فروتن است که کاملا با اجراهایی که پیش از این از

 او دیده بودیم متفاوت شده. فروتن مثل فیلم‌های قبلی ناآرام و پر سر و صدا نیست. بی‌خود و با خود

 با اندامش بازی نمی‌کند. کمتر داد می‌زند و این بار کاملا توانسته به درون کاراکترش نفوذ کند. انگار

 کاملا این شخصیت را می‌شناخته و با دردی که تحمل می‌کند آشناست. فروتن خصوصا بعد از

 گذشت دقایق ابتدایی فیلم بازی‌اش جاافتاده‌تر و خوش‌لحن‌تر هم می‌شود. این می‌تواند بهترین

بازی فروتن در کل دوران حرفه‌ای‌اش باشد.

و نقطه قوت دیگر فیلم پایان‌بندی آن است. یک پایان‌بندی مبهم چندگانه که به نظرم یکی از بهترین پایان

‌های این سال‌هاست. از آن لحظه‌ای که از نمای نقطه‌نظر مینا (ترانه علیدوستی) سه شخصیت دیگر

را می‌بینیم که متوجه رابطه علی (بهرام رادان) و خواهرش آذر (افسانه بایگان) می‌شود ترسی را در

صورت مینا می‌بینیم که ابهام جالبی دارد. داستان پیش از این ما را به یک رابطه ممنوعه میان مینا و

علی نزدیک کرده بود و حالا با نزدیک شدن علی به آذر به نظر می‌رسد مینا خود را تنهاتر و بی‌پشتیبان

 احساس می‌کند و از مرتضی (فروتن) می‌خواهد که اجازه دهد در خانه‌اش بماند و بچه را هم

نگه دارد. جواب مرتضی را نمی‌فهمیم و این پایان مبهم به نظر خیلی خوب توانسته ماجراها و شاخه‌

های نه چندان یکدست فیلم را سرجمع کند. یک پایان‌بندی خوب فیلم را نجات داده است اما با این

 وجود و با توجه به پتانسیل عوامل و به خصوص کارگردان، «کنعان» هنوز هم می‌توانست خیلی بهتر

از این‌ها باشد.


چند دلیل برای دوست داشتن «کنعان»
چند دلیل برای دوست داشتن «کنعان»


 1- خیلی خوب است که آدم کارش را بلد باشد. در این روزهای بی رونقی سینمای ایران، کاربلد

بودن یک حسن کمیاب باشد و مانی حقیقی از این دست افراد است. با این که دیر آمده،عجله ای

برای زود رفتن ندارد و آهسته وپیوسته می رود. مانی حقیقی یلخی و سرسری کار نمی کند؛ می

 گردد و می گردد و یک عده آدم حسابی جمع می کند و بعد صدا دوربین حرکت! کنعان دومین

 تجربه همکاری فیلمنامه نویسی حقیقی و اصغر فرهادی است. سال گذشته فرهادی فیلمنامه

 مشترک شان را ساخت و امسال حقیقی. خیلی ها دوست داشتند بدانند این طرف قصه چه

 اتفاقی می افتد و آیا چهارشنبه سوری یک اتفاق بود؟ این که آیا حقیقی توانایی کارگردانی حرفه

 ای یک درام پر تنش را دارد ؟ کنعان این سوالات را با جواب دلچسبی پاک کرد.
2- «کنعان» را هم مثل «کارگران مشغول کارند» دوست دارم. ای کاش ریتم فیلم کمی تند تر بود تا

 سکوت و سکون بجای ماجرا بهتر خودش را نشان می داد. یک دلیل شخصی هم این وسط هست

 که کنعان به دل می نشیند، چون لحظاتی از دیدنش تداعی سکانسهای یک فیلم بزرگ از یک

فیلمساز بزرگ است. به یاد بیاورید سکانسی را که دوست مرتضی بالای یک برج نیمه ساز بهش می

 گوید:"زن وقتی می گه طلاق یعنی طلاق! من خودم کشیدم؛ ولش کن بره" شما را نمی دانم، ولی

من را که یاد هامون انداخت؛ جایی که انتظامی به شکیبایی می گوید: "یک لگد به این زنیکه بزن

بره". بهرام رادان هم که با تشابه اسمی جالبش یاد آور علی عابدینی «هامون» است؛ یک

شخصیت پیچیده و مبهم که می تواند مراد و الگوی ذهنی شخصیت های داستان باشد.

3- افسانه بایگان هنوز هم بعد از دو دهه فعالیت در سینما، گاهی مستمر و گاهی کمرنگ، روی

پرده خوش می نشیند. انگار در طول فیلم تمام ذهن و فکرش تمام کردن خودکشی نافرجامش است

، ولی هرگز این تاکید به مدد بازی بایگان جیغ نمی زند. معلوم است چقدر زحمت کشیده که اشک

هایش را بی جا هدر ندهد و لباس مشکی گشاد و بلندش بیان گر تلخی درونش است و انگار با هر

قدمی که بر می دارد، تکه ای از خودش را جا می گذارد... و چه هوشمندانه است که زحمت نشان

دادن شکل گرفتن رابطه عاطفی با علی را یک روسری صورتی بر دوش می کشد. بازی بایگان را هیچ

 وقت فراموش نخواهم کرد، وقتی در اولین برخوردش با مرتضی می گوید: "نشناختی منو؟".

4- محمد رضا فروتن با اولین پلان حضورش بر پرده، پختگی اش را به رخ می کشد. شاید خیلی ها را

یاد شب یلدا بیندازد، ولی فقط شقیقه های سفید که نشان پختگی نیست. این جا با یک فروتن

 تازه و متفاوت روبرو هستیم.؛ نه گریه و بغضی در کار است، نه رگ گردن برآمده و نه رقص و حرکات

 موزون. نوع پارچه پیراهن و کراوات فروتن در همان اولین نما به ما می گوید که با طبقه مرفه درست

و حسابی طرفیم که همه چیزش حساب شده است. به لطف حضور امیر اثباتی، طبقه مرفه فیلم وصل

 به سونا و جکوزی، شوی لباس و عطرها و جواهرات میلیونی نیستند. فقط می ماند ماکسیما که این روزها چندان نشان

مرفه بودن نیست.

5
- ترانه علیدوستی حالا دیگر با کنعان، من ترانه پانزده سال دارم نیست و به بازیگری تمام عیار تبدیل

 شده که از عهده هر نقشی در هر سنی بر می آید. از کارگر روزمزد چهارشنبه سوری تا معمار

 شیک و عاشق ادامه تحصیل. مینا زن بداخلاقی نیست، اما سرد و مصمم است. حتی اله مان هایی

 که یک زن ایرانی را می توان در تصمیمش متزلزل کند – مثل عشق به خانواده و فرزند –

 ظاهراً در او تاثیری ندارد. علیدوستی به راحتی در نقش زنی سی و چند ساله جا خوش کرده و انگار

فقط و فقط هدفش را دنبال می کند. اما رو دست نهایی فیلم همین است که این مصمم بودن همه

 ماجرا نیست...

6- بهرام رادان مثل همیشه «آن» ی دارد که نباید در مورد کوتاهی و بلندی نقشش نگران باشد.

 از یک طرف با زنی روبروست که عشق قدیمی اش بوده و حالا دیگر به او تعلق ندارد و از طرفی زنی

که شاید بتواند عشق آینده اش باشد. حضور کوتاهش در فیلم آن قدر پذیرفتنی هست که حتی به

این فکر نمی کنیم که وانتی که با آن این طرف و آن طرف می رود به چه کارش می آید؟ یا چرا طراح

لباس فیلم برایش کم تر از بقیه مایه گذاشته و تنها او را با یک تی شرت رنگ و رو رفته می بینیم.

7- از همه گفتیم و حیف است که نقش سودابه خسروی را نادیده بگیریم که کار دشوار و ظریفی را

به خوبی به سرانجام رسانده و کاری کرده که سن واقعی بازیگران و سن شخصیت هایی که بازی

 می کنند به زحمت قابل تشخیص است. تمام هنر خسروی این بوده که کاری کند که هنرش به چشم کسی نیاید و این کار

آسانی نیست.

8- یادداشت های جشنواره ای جای جزئیات پردازی نیست، ولی حیفم می آید از کارکرد سینمایی

آسانسور خراب مجتمع، شال یادگاری مادری که حالا دیگر نیست و یادگارش برای خلاص کردن موجود

زنده دیگری استفاده می شود، و گوشه پاره مانتوی مینا ننویسم؛ تکه پارچه ای که دخیل عهدی می

شود که با خودش یا دیگری بسته است.



همه چیز خوب ست بجز حاصل کار! ( نگاهی به فیلم کنعان )
همه چیز خوب ست بجز حاصل کار! ( نگاهی به فیلم کنعان )



خب خیلی هم طول نکشید و همین اواسط کار از وادی کنعان هم گذشتیم. نام اصغر فرهادی و مانی

 حقیقی در کنار هم حتی اگر از تداعی چهارشنبه سوری هم بگذریم، برای دل دل اینکه روی پرده یک

 غافلگیری تازه در انتظارمان نشسته است، توجیه به خطایی نیست. هرچند که اتفاقا همین عامل

شاید مهمترین عنصر موثر در ناامیدی مان از کنعان می شود. شاید اگر کنعان نتیجه کار گروه دیگری

 بود و اینقدر در تب و تاب اش ننشسته بودیم، این حس ارضا نشدگی و بلا تکلیفی در این سطح

پس از دیدن اش اتفاق نمی افتاد.

فیلم مانی حقیقی قرار است ما را به فضای زندگی چهار نفر ببرد که هر کدام جذابیت های منحصر

بفردی دارند و همه به گونه ای با هم مرتبط اند. بخشی از داستان صرف بررسی ارتباطات این آدمها

با هم می شود و نیمه دیگر کار مرور احساسات و عواطف هر کدام از این آدمها به تنهاییست. که

 متاسفانه همین دو عنصر کلیدی یعنی احساسات و ارتباطات این آدمها در کنعان پرداخت به شدت

ناقصی دارند و این در حالی ست که تمام شخصیت های فیلمنامه، بالقوه قابلیت جذابیت دارند و از

 آنجایی که بازی هر چهار نفر مرکزی فیلم بسیار دیدنی و دوست داشتنی از آب در آمده، این حسرت

 مضاعف می شود (از نظر من قابل توجه ترین وجه کار مانی حقیقی در اولین کار جریان اصلی و

 داستان گوی اش همین جاست).

ترانه علیدوستی در نقش مینا، زنی ست که پس از سالها که از ازدواج اش با استاد دوران دانشگاه اش

 می گذرد، در حال تدارک سفر ست و دل کندن و آغازی دوباره. مینا نمونه کسانی ست که در دوره

 ای آنچنان در دنیای دیگری غرق می شوند که پیش از آنکه عاشق اش بشوند، دچار شیفتگی دنیا

ی اش می شوند و جهان خودشان را گم می کنند. بعد از سالها احساس سرخوردگی عمیقی می

 کنند که تنها راه چاره را فرار از قفس خود ساخته شان می یابند. بی آنکه حتی دلایل این میل به

 رهایی را به درستی درک کرده باشند. ترانه علیدوستی هر چند در نقش مینا نقش آفرینی

جذابی دارد، اما حتی با وجود گریم متفاوت و کار شده اش، بازهم انتخاب مناسبی به نظر نمی رسد.

 دلایل اصرارش بر جدایی از شوهرش به درستی مطرح نمی شوند (هرچند جرقه تمایل اش به

 تنهایی و احتمالا رهایی، ایده خوبی ست که در طول فیلم گم می شود). جنس عاطفه حاکم بر

 فضای او و علی رضوان (که اتفاقا اتمسفر سوال بر انگیز و قابل توجهی دارد) میان زمین و آسمان رها

 می ماند، با سر سختی که از او می بینیم و تمام تلاش هایش برای رفتن و پافشاری اش بر جدایی

، ماندن اش توجیه مناسبی ندارد و معامله کودکانه اش با درخت میان جاده خیلی هم جدی به نظر

نمی رسد.

کاراکتر مرتضی پیش از آنکه از خودش جذابیت و گیرایی جدی ای ارائه دهد، مرهون بازی درونی و

فوق العاده درخشان محمدرضا فروتن است. فروتن پس از سالها روی پرده به طرز غریبی تازه است و

خودنمایی می کند. هیچ خبری از تکرار مکررات فروتنی نیست، از جنس داد و بیداد های اغراق شده

 و حرکات اضافی بدن و آن نگاه های تیز و معروف. اتفاقا یکی از مهمترین عناصر بازی فروتن جنس تازه

 خیرگی اوست که عمق عجیبی دارد و دردی بلند و درونی را فریاد می کند.

افسانه بایگان در نقش آذر حسابی خوشایند از آب در آمده و یکی از بهترین انتخاب های کنعان و تا

اینجا جشنواره بیست و ششم است.

بهرام رادان در نقش جوانی به نام علی رضوان ظاهر شده است که بدون هیچ حرکت و توضیح

 اضافی، ذاتا دوست داشتنی است. از آن دسته آدمهای یله و شیرین و پیچیده که ته وجودشان

 خستگی عظیمی دارند، هر چند بار بر دوششان دیدنی نیست. زیر سیطره بازی ها و روابط روزگار

نیستند و در عبور از زمان آن سرحالی و غم توامان شان را از دست نداده اند. جنس نگاههای

 رادان در انتقال این خستگی درونی از یکسو و بی تفاوتی اش روی پرده در ارائه آن یلگی مورد نظر

 شخصیت از سوی دیگر، تاثیر قابل قبولی دارند.

اما نقصان اصلی از شخصیت پردازی نصف و نیمه ای می آید که تقریبا در مورد هر چهار کاراکتر فیلم

دیده می شود و البته در مورد شخصیت علی به اوج می رسد (و این ارتباطی با پیچیدگی ذاتی

شخصیت ندارد). این بازی های دیدنی در حالیست که شخصیتهای کلیدی فیلم روی کاغذ هیچکدام

 به پختگی و کمال نرسیده اند. همه حی و حاضرند، تا حدی اوج می گیرند اما هیچیک به لحظه

پرواز نمی رسند و در نتیجه تماشاچی آماده پریدن را نیز سر در گم روی زمین باقی می گذارند.

تحول آدمها اصلا در نیامده، دلایل قهر و آشتی شان همه ناقص و ویلان می مانند و با هیچ کدام

شان احساس همذات پنداری نمی کنیم. کنعان می توانست با حذف برخی اتفاقات و حواشی

 اضافی و افزودن آن چیزهایی که جای شان در کار خالی ست و در نتیجه ابهام و سوالات بیننده بی

 پاسخ مانده است و با کمی تمرکز بیشتر روی احساسات و عواطف و پس زمینه های چهار کاراکتر

 اصلی، لحظه های نسبتا خوبی در این روزهای پکری و خستگی جشنواره، برایمان رقم بزند. به ویژه

اگر ریتم کند درونی سکانسها هم بر طرف می شد. گذری در دنیای آدمهایی که فیلم جدی ساختن

درباره مشکلات جدی شان برای خیلی ها جدی نیست.



مانی حقیقی که فیلم می ساخت (نگاهي به فيلم كنعان)
مانی حقیقی که فیلم می ساخت (نگاهي به فيلم كنعان)



 "کنعان" یک قصه سرراست درگیرکننده دارد که درباره سه، چهارتا آدم از دوروبرخودمان است با

مشکلات و علایق و دغدغه هایی شبیه به آنچه خودمان داریم، ازآن جور قصه هایی که بیشتر فیلمها

ی خوب سینما هم داشته اند و دارند.تازه این تمام خوبی فیلم نیست، کارگردانی مانی حقیقی

 دقیق است، بازیهای فیلم عالی و در مواردی مثل محمدرضا فروتن شاهکارند و موسیقی نیز گرچه

زیادی بر فیلم سوار است ولی تم دلچسبی دارد.

اینها همه از دل "کنعان" بیرون می آید و احتیاج به هیچ دلیل و الصاق فرامتنی و زورکی هم ندارند،

 باز هم تکرار می کنم به عنوان یک فیلم در جریان اصلی سینمای سرگرمی ساز(که البته پایه

 اصلی سینما هم محسوب می شود)، "کنعان" فیلم خوب و خوش ساختی است.اما سخن اصلی

 این است که چرا در سینمای ما فاصله بین فیلم هنری آوانگارد ساختن با فیلم جریان اصلی ساختن

 اینقدر زیاد است؟ این مرز پررنگ و مشخص بین سرگرم کردن و فیلم درخشان و شاهکار ساختن

 از کجا نشات می گیرد؟اتفاقا همین دیروز کارگردان "آتش سبز" مصاحبه کرده و گفته نظر منتقدان

 برایم هیچ اهمیتی ندارد، این اشکالی ندارد که یک سر طیف سینمای ما "آتش سبز" باشد و سر

 دیگرش "کلاغ پر" چون همه جا همین طوری است ولی اینکه فیلمهای وسط این طیف چرا

چندین سال یکبار می شوند "نفس عمیق" و "سنتوری" واقعا جای سوال دارد.

مانی حقیقی سینما را به خوبی می شناسد، با ادبیات آشناست و در فیلمنامه نویسی و داستان

 گفتن تواناست، او دو فیلم تجربی دیجیتال ساخته که "کارگران مشغول کارند" ش تجربه غریبی است

و حالا با "کنعان" می خواهد فیلم داستان گوی کلاسیک بسازد، ولی چرا حاصلش باید در این سطح

 باشد؟ من یکی که نمی توانم بپذیرم این تجربه اول است و نیاز به زمان هست و از این حرفها.

 به نظر من مانی حقیقی که می خواهد فیلم داستان گو بسازد نباید به کمتر از "چهارشنبه سوری

" رضایت دهد. اینکه بعضی صحنه های فیلم و به خصوص پایانش(که به شدت ناامیدکننده ازآب درآمد

ه) ممکن است به دلیل شرایط خاص فیلمسازی در ایران چنین شده باشد اصلا دور از ذهن نیست

ولی مگر این شرایط در "چهارشنبه سوری" نبود؟ کلی ایده و طرح وجود داشت که می شد برای

پایان "کنعان" انتخاب کرد و با ممیزی هم برخورد نکرد. اینکه یک زن مرفه به جایی رسیده که دلش

 می خواهد کسی منتظرش نباشد و در دل کسی جایی نداشته باشد خیلی ایده نابی است

ولی آقای حقیقی! انصافا برای زنی در شرایط و با خصوصیات مینا(با بازی عالی ترانه علیدوستی)

خواب نما شدن و به درخت دخیل بستن و اینها وصله نچسبی نیست؟

مانی حقیقی فیلمساز و فیلمنامه نویس دوست داشتنی ماست، ولی "کنعان" آنچه که از او انتظار

 داشتیم نبود.اگر قرار است سینمای ما به استانداردهای جهانی نزدیک شود باید مرز بین فیلم

هنری و داستان گو برداشته شود وباید فیلمهایی ساخته شوند که همان قدر سرگرم کننده باشند

 که تامل برانگیز و درگیر کننده، و مطمئنا مانی حقیقی که هم "کارگران..." را می سازد و هم

فیلمنامه "چهارشنبه سوری را می نویسد بیش از هرکس دیگری توانایی این کار را داشته و دارد.



گزارش تصويري از حواشي جلسه مطبوعاتي «كنعان» که بهرام رادان حضور نداشت!!!!

 

 
 

 

 


حالا که اینهمه گفتیم کنعان یه سنتوری هم داشته باشید...

سيروس الوند وابوالحسن داوودی :سنتوری به ياد ماندني‌ترين فيلمي كه طي اين سالها در جشنواره ديده‌ایم
سيروس الوند وابوالحسن داوودی :سنتوری به ياد ماندني‌ترين فيلمي كه طي اين سالها در جشنواره ديده‌ایم



سیروس الوند و ابوالحسن داوودی دریادداشتهایی که روزنامه اعتماد ملی آنها را منتشر کرده ،ا

شاره کرده اند که سنتوری داریوش مهرجویی به ياد ماندني‌ترين فيلمي بوده كه طي اين سالها در

جشنواره ديده‌اند

الونددریادداشت خود می نویسد :جشنواره فيلم يازدهم براي من از به ياد ماندني‌ترين دوره‌هاست،

 اول اينكه در اين دوره دو فيلمساز مطرح پيش از انقلا‌ب يعني داريوش مهرجويي با فيلم سارا و

مسعود كيميايي با فيلم ردپاي گرگ حضور داشتند. از سوي ديگر چهار فيلم ساز برجسته پس از

 انقلا‌ب محسن مخملباف، حاتمي كيا، كيانوش عياري و كامبوزيا پرتوي با فيلم‌هاي هنرپيشه،

 از كرخه تا راين، آباداني‌ها و بازي بزرگان فيلم‌هايشان در جشنواره اكران شد.در عين حال به لحاظ

شخصي هم اين دوره براي من به يادماندني است براي اينكه فيلم <يك بار براي هميشه >براي

 من جايزه سيمرغ بهترين كارگرداني را به ارمغان اورد، از طرفي زنده ياد مرتضي آويني هم در هيات

داوران جشنواره حضور داشتند.به ياد ماندني‌ترين فيلمي كه طي اين سالها در جشنواره ديده‌ام و

 متاسفانه اجازه اكران نگرفت، سنتوري ساخته داريوش مهرجويي بود. اولين فيلمي كه در

جشنواره فيلم فجر ديدم، ديار عاشقان بود كه پرويز پرستويي يكي از بهترين بازي‌هايش را ارائه

 کرد. ابوالحسن داوودي دیگر كار گردان سينما نیز دریادداشت خود می نویسد :طي اين چند

 سال اخير بهترين و خاطره‌انگيزترين فيلمي كه در جشنواره ديدم سنتوري ساخته داريوش

مهرجويي بوداو می افزاید :جشنواره فيلم فجر هميشه بالا‌ و پايين‌هاي زيادي داشته و هيچ وقت هم

بي‌عيب و نقص نبوده، اما نبايد از ياد ببريم روزهايي را كه سيف‌ا... داد در برگزاري جشنواره نقش

 داشت، شايد به اين خاطر كه سينما و او از يك صنف بودند. سيف‌ا... داد از خانواده سينما بود و

 زبان و دلش يكي بود، اما متاسفانه سردرگمي و اعمال سياست‌هاي متفاوت انگار نمي‌خواهد

 دست از سر سينماي ما بردارد.وي ادامه می دهد :من در تمام اين 25 دوره در جشنواره حضور

 داشتم و بهترين فيلم‌ها را در همان سال‌هايي ديدم كه مديريت دولتي سينما درها را براي

حضور سينماگران نمي‌بست.وي ادامه داد: جشنواره فيلم فجر بسترهاي لا‌زم را براي اينكه

 تبديل به يك اتفاق فرهنگي قابل تامل شود، داراست، تنها بايد سياست‌هاي ثابتي براي آن تعيين كرد.


منبع:خدا این سایت سینمای ما رو از من نگیره


ارسال شده در مورخه : پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 ساعت 1:21 توسط نوشین |

آپ جدید و خبرهای جدید

سلام عرض میکنم...بابا کجایین..چشمم خوشک موند به این نظرات...ای بابا حالا که بازدیدها رفته بالا

نظرات اومده پایین

جشنواره فیلم فجر امروز ۱۲ بهمن رسما شروع میشه و بهرام رادان عزیز در این جشنواره با فیلم کنعان

در این جشنواره حضور خواهد داشت...هر چند که به گفته ی آقا مهدی مدیر وب ترانه به خاطر اختلافاتی

که بین بهرام رادان و مانی حقیقی کارگردان فیلم به وجود آمده احتمال داره سکانسهای حضور بهرام

رادان کمتر بشه و حضورش کمرنگ تر بشه و شانس بردن سیمرغ نقش مکمل رو از دست بده

عیب نداره...حالا بریم سراغ اخبار...(چون ازتون دلگیرم براتون عکس جدید نمیذارم)

لس‌آنجلس تايمز از "سنتوري" نوشت
لس‌آنجلس تايمز از "سنتوري" نوشت

 فيلم <سنتوري> ساخته داريوش مهرجويي به‌رغم عدم امكان اكران در داخل ايران، در خارج با اقبال

خوبي روبه‌رو شده و آخرين خبرها حاكي از نمايش آن در سالن لا‌مل بورلي هيلز در لس‌آنجلس است.

روزنامه لس‌آنجلس در شماره روز 25 ژانويه خود، در مطلبي با عنوان <سنتوري، مرد موسيقي> به

اين فيلم و درونمايه آن پرداخته است. كوين توماس تحليلگر اين روزنامه درباره <سنتوري> مي‌نويسد:

<داريوش مهرجويي در اين فيلم روايت غم‌انگيزي از اعتياد ارائه داده است. مضمون <اعتياد> در حالي

از سوي مهرجويي مطرح مي‌شود كه او طي چهار دهه اخير يكي از باجرأت‌ترين و پيشروترين

فيلمسازان ايران بوده است.> توماس، در اين مطلب با اشاره به كاراكتر محوري اين فيلم مي‌افزايد:

<علي (بهرام رادان) در سنتوري كسي است كه همه چيز خود را از دست داده، هم شغلش را و هم

دوستانش را و بالا‌تر از همه اينها، همسرش هانيه (گلشيفته فراهاني) را. او استاد سنتور است،

سازي كه شبيه هارپ است.> در ادامه اين مطلب ما ادامه ماجراي علي

نکته۱:جالبه هاااااااااا...این فیلم برای مردم ایران ساخته شده...ولی انگار تنها کسانیکه خدایی نکرده

لیاقت دیدن این فیلم رو ندارن مردم عزیز و فهیم ایران هستند

نکته۲:احتمالا" تا چند وقت دیگه بهرام رادان رو میان میبرن تو هالیوود فیلم بازی کنه...کم کم داره

جهانی میشه


حبر دومی:

برنامه‌هاي سينماي مطبوعات جشنواره با «كنعان» (ماني حقيقي) و «1408» شروع مي‌شود
برنامه‌هاي سينماي مطبوعات جشنواره با «كنعان» (ماني حقيقي) و «1408» شروع مي‌شود

در روز نخست بيست‌و‌ششمين جشنواره فيلم فجر دو فيلم سينمايي «1408» و «كنعان» در

سينماي مطبوعات به نمايش در مي‌آيند. در اولين سانس نخستين روز جشنواره فيلم فجر، جمعه

12 بهمن ، فيلم سينمايي «1408» (ميكائيل هفستوروم) در بخش «جام جهان‌نما؛مسابقه

سينماي بين‌الملل» در سينما صحرا به نمايش در مي‌آيد.

بر اساس اين گزارش،احتمالا جلسه نقدو بررسي اين فيلم با حضور منتقدان سينماي بين‌الملل

برگزار مي‌شود.

«1408» محصول سال 2007 ميلادي داستان يك نويسنده مشهور كتاب‌هاي ترسناك است كه به

هيچ وجه نه تنها به داستان‌هايش بلكه به وجود ارواح اعتقادي ندارد و به نوعي معتقد است در اين

دنيا چيزي براي ترس و وحشت وجود ندارد.

در سانس دوم سينماي مطبوعات نيز فيلم سينمايي «كنعان» به كارگرداني ماني حقيقي به

نمايش در مي‌آيد.اين فيلم از جمله سه اثر ايراني است كه در بخش مسابقه سينماي بين‌الملل

شركت مي‌كند.

كنعان،داستان و حواشي زندگي يك زوج را به تصوير مي‌كشد و بازيگراني چون محمدرضا فروتن،

بهرام رادان، ترانه عليدوستي، افسانه بايگان در آن به ايفاي نقش مي‌پردازند.


بعد از سایت سینمای ما که یه خونه تکونی درست حسابی به خودش داده و قالبش عوض شده

سایت خانواده سبز هم با شکل و شمایل جدید درواقع تغییر دکوراسیون دادند...کار به این رو سایت

پر بیننده ختم نمیشه....چون دو تا از دوستان رادانی(آقا امید و مهتاب جان) هم قالب های خودشون

رو عوض کردندظاهرا" همه این عزیزان بعد از بازدید از وبلاگ وزین بهرام رادان آکتور سینما تصمیم

به تعویض قالب کرفتندشوخی کردم بابا...قالب آقا امید که به قول خودش خیلی خفنه عالی

شده...حتما به وبش سر بزنید...قالب مهتابی جونمم عالی شده...اصلا من دارم چی میگم؟؟!!!


نگاهي کوتاه به فيلم چهارانگشتي

                                        

 
    چهار انگشتي، هشتمين فيلم سهيلي را كه اين روزها روي پرده سينماست، شايد بتوان

از حيث ساختار روايتي كاري در ادامه دو فيلم قبلي «تارا و تب توت فرنگي» و «سنگ، كاغذ،

قيچي» محسوب كرد.
     
    فيلمنامه به گونه‌اي روايت مي‌شود كه سه خط قصه را به گونه‌اي متناوب دنبال مي‌كند و

اين قصه‌هاي تودرتو به واسطه حضور كاراكتر، فضا و بستر مشترك در هم تداخل مي‌كنند.

بخشي از هدف نويسنده و كارگردان از اين نوع چينش رسيدن به پاياني بوده كه تقابل عيني و

در عين حال نمادين مورد نظر او را رقم بزند. خط قصه اوليه كه تا انتهاي فيلم به عنوان خط

اصلي حفظ مي‌شود، سفر جواني به نام فواد به تهران است كه مي‌خواهد براي فيلمنامه‌اش

خريدار پيدا كند و به آرزويش برسد.
    
    فيلم از وجه سفارشي بودن و پيام دادن هم نمي‌تواند زبان سينما را به گونه‌اي هنرمندانه

وارد كار كند و پيام و شعار را به بخش‌هاي عميق‌تر ببرد. نمونه شعارها و توضيحات

كاراكترهايي كه موقعيت خود را توضيح مي‌دهند كم نيست و اين را مي‌توان بيش از هر چيز در

رابطه آدم‌هاي سياه قصه مانند فتانه و دكتر ديد.
    
    كليه كاراكترهايي هم كه در اين دو خط مثبت و منفي حضور دارند به نوعي برخاسته از يك

تقسيم‌بندي سياه و سفيد هستند. نگاه سهيلي به زنان منفي، شهر آشوب و خلاف در

بازيگر نقش فتانه خلاصه شده است با خصوصيات جسارت افسارگسيخته، بي‌پردگي در كلام،

جذابيت در حد صفر و...
    
به هر حال من نخوندم چی نوشته...چون اصولا تحلیل های خانواده سبز رو نمیپسندم...شما

که خوندید بگید خوبه یا نه...اگه خوب بود منم میخونم

دیگه اگه کم بود تقصیر من نیست...تقصیر کسانی هست که میان و نظر نمیذارن و من رو برای

ادامه این وب دچار تردید و دو دلی میکننموفق باشید و اگر خوشتون نیومد نظر بذارید و

بگید چه جور باشه بهتره....موفق باشید و بای

منابع:سایت سینمای ما-اعتماد ملی-.....


اضافه شده در یک شنبه ۱۴ بهمن...

                            

حضور شكيبايي و رادان در نماآهنگ آيدين نيكخواه‌

 

خسرو شكيبايي و بهرام رادان در نماآهنگي كه به مناسبت چهلمين روز درگذشت

 

آيدين نيكخواه بهرامي بسكتباليست تيم ملي ايران كه در ماه گذشته بر اثر سانحه

 

رانندگي درگذشت حضور دارند.

 

به گزارش <باني فيلم> به نقل از سيما فيلم، اين نماآهنگ كه در دو قسمت تصويربرداري

 

شده است يك قسمت از اين نماآهنگ در زمان حضور تيم ملي بسكتبال در تورنمنت دبي و

 

قسمت ديگر نيز هفته گذشته با حضور جمعي از بسكتباليست‌ها اهالي هنر و نزديكان آيدين

 

بهرامي در استوديو گلستان تصويربرداري شده است.در اين نماآهنگ علاوه بر خسرو

 

شكيبايي و بهرام رادان كه از همسايگان و دوستان خانوادگي آيدين نيكخواه بهرامي هستند.

 

ورزشكاراني از رشته‌هاي مختلف ورزشي همچون بسكتبال، فوتبال، فوتسال، تكواندو، ووشو،

 

كشتي، دو و ميداني و... درباره اين ورزشكار فقيد به گفت‌وگو پرداخته‌اند. ورزشكاراني چون

 

صمد نيكخواه، كاپيتان تيم ملي بسكتبال و برادر آيدين، عليرضا دبير، عليرضا حيدري، امير

 

قلعه‌نويي، وحيد شمسايي، مهدي بي‌باك، آرش ميراسماعيلي، فرزاد مجيدي، شيث رضايي،

 

محمد نصرتي، خداداد، اجاقي، كاويان‌پور، سيدعباسي، زمانيان و...

 

پوريا حيدري، دانشجوي جوان رشته فيلمسازي ديجيتال كه به زودي از دانشگاه (SAE) دبي

 

فارغ‌التحصيل مي‌شود به واسطه دوستي‌اش با آيدين نيكخواه بهرامي كه به سال‌هاي

 

كودكي‌شان بازمي‌گردد، در حال ساخت نماآهنگي به مناسبت چهلمين روز درگذشت اين

 

ورزشكار است.

 

حيدري خود درباره اين كار مي‌گويد: <من و آيدين از بچگي با هم دوست بوديم، ضمن اينكه

 

زمان تصادف من هم با وي در ماشين بودم. به خاطر دوستي و علاقه‌اي كه به او داشتم، در

 

روزهاي اوليه پس از فوتش حال مساعدي براي كار نداشتم؛ اما از آنجايي كه نوعي احساس

 

دين نسبت به آيدين داشتم و اخيراً هم در كارگرداني فارغ‌التحصيل شده‌ام، تصميم گرفتم كه

 

اين كار را انجام بدهم.>

 

همچنين قرار است تدوين آن نيز تا چند روز ديگر توسط فرهاد غفوريان آغاز شود.در اين پروژه‌،

 

علي محمدزاده و مجيد رحمان‌نيا به عنوان تصويربرداران، حسين فلاح طراح صحنه، بهروز

 

ربيعي مدير تداركات و مهدي ولي‌اللهي عكاس، ميثم محمدپور و شاهين شمس دستياران

 

تصويربرداري، فريد غفوري دستيار تداركات، فرهاد حيدرپور مسؤول فني دوربين، خيرا... بيدار

 

دستيار صحنه با حيدري همراه بوده‌اند.

 

همچنين به جاي ساخت موسيقي در اين نماآهنگ، قرار است از ترانه <مرو اي دوست> كه

 

محمد اصفهاني آن را خوانده استفاده شود.

 

به گفته حيدري، اين برنامه 16 بهمن همزمان با چهلمين روز درگذشت وحيد نيكخواه بهرامي

 

از شبكه‌هاي سه، پنج، خبر و احتمالاً ديگر شبكه‌ها پخش خواهد شد.

 




 

ارسال شده در مورخه : جمعه دوازدهم بهمن 1386 ساعت 17:23 توسط نوشین |

بی پولی بهرام رادان

سلام...امیدوارم که حالتون خوب باشه و همتون سلامت باشید...

دلیل طولانی شدن آپ این دفعه فقط و فقط قالب وبلاگ بود...چون منتظر بودم که دوست خوبم آقا ایمان

قالب جدیدی رو برام ویرایش کنه که خوشبختانه این کار به بهترین شکل ممکن صورت گرفته..از آقا ایمان

کمال تشکر رو دارم...و یه تشکر جانانه از شادی خانم گل که بنر وبلاگ کار ایشون هستش و ایشون هم

به بهترین شکل ممکن کار خودشون رو انجام دادم...از آقا  ایمان و شادی خانم بازم تشکر

میکنم...امیدوارم بتونم جواب محبتتون رو بدم!!!و اما اخبار...

بهرام رادان برای بی پولی قرار داد بست...

         

بهرام رادان برای بازی در نقش اصلی فیلم ‌سینمایی "بی‌پولی" حمید نعمت‌الله قرارداد بست.

مصطفی شایسته تهیه‌کننده‌ی این فیلم  با اعلام این مطلب گفت: محوریت این فیلم برعهده‌ی یک بازیگر

است که نقش آن را بهرام رادان ایفا خواهد کرد.

وی درباره زمان فیلم‌برداری دومین ساخته بلند حمید نعمت‌الله اظهار داشت: باید بررسی کنیم اگر شرایط

مهیا باشد در روزهای باقی‌مانده از سال کار را کلید بزنیم، در غیر این ‌صورت فیلم‌برداری را به فروردین‌ماه

سال بعد موکول خواهیم کرد.

فیلم‌نامه‌ی‌ "بی‌پولی" توسط حمید نعمت‌الله و هادی مقدم‌دوست به نگارش درآمده و محمدحسین

شایسته مدیریت تولید آن را برعهده خواهد داش